همه آن چه لازم است در مورد بیش ارزش گذاری استارتاپ‌ها بدانید

استارتاپ‌ها برای ادامه به جذب سرمایه احتیاج دارند نه بیش ارزش گذاری

شاید باور این قضیه سخت باشد اما بیش ارزش گذاری استارتاپ‌ها خطری است که می‌تواند حیات یک استارتاپ را تهدید کند. علاوه بر خطرات رایج مانند عدم تامین مالی، نبود تیم مناسب، رشد سریع یا آهسته، عدم تناسب بازار و… پروسه ارزش گذاری هم اگر درست انجام نشود، می‌تواند آسیب‌زننده باشد. با قبول فرض «ارزش چیزی است که به دست آورده می‌شود»، هم کم‌ ارزش‌گذاری هم بیش ارزش گذاری هر دو می‌توانند به یک میزان آسیب‌زننده باشند. در این مقاله به بررسی بیش ارزش گذاری استارتاپ‌ها می‌پردازیم.

ارزش‌گذاری یک استارتاپ به چه معنا است؟

ارزش گذاری فرآیندی است که طی آن ارزش استارتاپ و جریان‌های نقدی آینده تخمین زده می‌شود. تعیین میزان دقیق ارزش‌گذاری کار دشواری است و تنها با انجام محاسبات مختلف می‌توان به رقم قابل اتکایی دست پیدا کرد. پاول بوخهیت، بنیان‌گذار جیمیل در این باره می‌گوید: «اگر شرکتی ۱ درصد احتمال دارد که یک شرکت ۱۰۰ میلیارد دلاری باشد، ارزش آن حدود یک میلیارد دلار است».

منظور از ارزش‌گذاری منصفانه Fair value چیست؟

به میزانی که مورد توافق طرفین معامله قرار دارد و باعث سود بردن هر دو طرف می‌شود، ارزش منصفانه گفته می‌شود. ارزش هر چیزی یا با توجه به بازار یا از طریق انجام محاسبات تعیین می‌شود. پایبندی به ارزش بالقوه می‌تواند ضامن بقای یک استارتاپ باشد.

گروه تحلیلگران رتیبا ارزش منصفانه هر استارتاپ را بدست می‌آورند.

پس پیشنهاد می‌شود که همیشه به دنبال ارزش‌گذاری مناسب و منصفانه باشید. استارتاپ‌های بزرگ امروزی هم از جذب سرمایه‌های اندک شروع کرده‌اند. اطمینان داشته باشید که شروع یک کسب‌وکار از زمین خاکی خیلی راحت‌تر از مدیریت استارتاپی میلیاردی در ابتدای مسیر است.

محاسبه ارزش منصفانه یک استارتاپ به چه عواملی وابسته است؟

برای تعیین ارزش منصفانه یک استارتاپ از تحلیل بنیادی استفاده می‌شود. در این تحلیل هم به عوامل بیرونی و هم به پارامترهای درونی توجه می‌شود. عواملی از قبیل:

  • نسبت قیمت به درآمد (P/E)
  • نسبت قیمت/ درآمد به رشد (PEG)
  • نسبت قیمت به فروش (P/S)
  • سود سهام (Dividend)
  • بازده سود (Dividend yield)
  • نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام (D/E)
  • بازده حقوق صاحبان سهام (ROE)
  • نسبت جاری (Current ratio)
  • نسبت قیمت به ارزش دفتری (P/B)

این‌ها معیارهایی هستند که با استفاده از آن می‌توانیم کم یا بیش ارزش گذاری یک استارتاپ را مشخص کنیم.

بیش ارزش گذاری یک استارتاپ Overvaluation به چه معنا است؟

هنگامی که یک دارایی، سهام و یا شرکتی با ارزش منصفانه و ذاتی خود معامله نشود، کم یا بیش ارزش گذاری اتفاق افتاده است. اگر این معامله به قیمتی بیش از ارزش ذاتی سهم انجام شود، با بیش ارزش گذاری مواجه هستیم و برعکس. به زبان ساده اگر قیمت یک لیوان هزار تومان باشد و شما آن را به قیمت هزار و پانصد تومان خریداری کنید، بیش ارزش گذاری اتفاق افتاده است.

بیش ارزشگذاری باعث نابودی استارتاپ شما می‌شود.

به طور خلاصه، زمانی که قیمت استارتاپ منطقی نباشد، بیش ارزش گذاری، اتفاق می‌افتد. این درست است که گاهی صاحبان کسب‌وکارها به ارزش‌گذاری بالاتر امید دارند، اما در مجموع، این گزینه معقولی نیست زیرا استارتاپ‌ها قرار است آینده‌ساز شوند و «یک شبه ره صد ساله رفتن»، در دنیای واقعی امکان‌پذیر نیست.

ارزش ذاتی استارتاپ چیست؟

میزانی که دیگران برای دارایی ما می‌پردازند یا تمایل به پرداخت دارند، ارزش ذاتی یا Intrinsic Value نامیده می‌شود. بهایی که یک سرمایه‌گذار برای سرمایه‌گذاری رو یک استارتاپ پرداخت می‌کند، ارزش ذاتی آن استارتاپ را معلوم می‌کند. مفهوم ارزش ذاتی با مفهوم ارزش خالص فعلی (NPV) در هم تنیده شده است.

دلایل بیش ارزش گذاری استارتاپ‌ها چیست؟

استارتاپ‌ها به دلایل مختلفی می‌تواند بیش ارزش گذاری شوند. دلایلی از قبیل:

  1. نوسانات بازار
  2. نیاز استارتاپ به جذب سرمایه زیاد
  3. رقابت نابرابر در اثر وجود عدم تعادل در عرضه و تقاضا

دلایل هر چه باشد، ارزش گذاری بیش از حد، پدیده مطلوبی نیست. زیرا می‌تواند باعث رفتارهای هیجانی و خرید و فروش‌ها نامعقول شود.

در چه صورتی یک استارتاپ بیش ارزش گذاری می‌شود؟

محاسبات مربوط به ارزش‌ گذاری استارتاپ‌ها دقت زیادی می‌طلبد. پس هر گونه خطا یا تغییری در محاسبه پارامترهای درونی که ارزش منصفانه استارتاپ را مشخص می‌کند، می‌تواند نتیجه ارزش گذاری را عوض کند.

نسبت قیمت به درآمد Price-to-earnings ratio (P/E)

نسبت قیمت به درآمد اگر کمتر از میانگین بازار باشد، ممکن است شرکت کم‌ارزش شناخته شود و اگر از میانگین بازار بالاتر باشد، استارتاپ می‌تواند بیش ارزش گذاری شود. در واقع اگر قیمت فعلی آن دارایی، با سود پیش‌بینی شده در آینده برابر نباشد، و نسبت (P/E) آن توجیه منطقی نداشته باشد، بیش ارزش گذاری شکل گرفته است.

نسبت قیمت به فروش Price-to-sales (P/S)

اگر نسبت قیمت به فروش کمتر از میانگین بازار باشد، شرکت می‌تواند کم ‌ارزش‌گذاری شود اما اگر بالاتر از میانگین بازار باشد، بیش ارزش گذاری آن استارتاپ اتفاق می‌افتد.

نسبت قیمت/ درآمد به رشد Price/earnings-to-growth (PEG)

یکی از معیارهای ارزیابی وضعیت عملکرد PEG است که از طریق تقسیم نسبت P/E به نرخ رشد در یک بازه زمانی خاص به دست می‌آید. اگر PEG عدد ۱ را نشان دهد، همبستگی کامل بین ارزش و رشد وجود دارد اما اگر PEG بالاتر از ۱ باشد، نشان‌دهنده بیش ارزش گذاری است.

بازده سود سهام Dividend yield

شرکت‌ها همیشه بخشی از سود را بین سهام‌داران خود تقسیم کرده و بخشی دیگر را صرف سرمایه‌گذاری مجدد می‌کنند. بازده سود سهام، از تقسیم سود نقدی آن شرکت تقسیم بر قیمت بازار آن سهم به دست می‌آید. البته بازده سهام همیشه به صورت درصد بیان می‌شود و لازم است که در انتها در ۱۰۰ ضرب شود.

بازده سود Earnings yield

به وسیله این نسبت می‌توان درصد سود هر سهم یه شرکت یا استارتاپ را محاسبه کرد. بازده سود، از تقسیم سود هر سهم در بازه ۱۲ ماهه، بر قیمت فعلی آن سهم به دست می‌آید. اگر خروجی درآمد یک استارتاپ به طور قابل توجهی از ارزش آن کمتر باشد، ممکن است بیش ارزش گذاری اتفاق بیفتد.

نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام (D/E) Debt-equity ratio

اگر کلی بدهی‌های یک شرکت را تقسیم بر حقوق سهام‌داران بکنیم، نسبت بدهی به حقوق به دست می‌آید. نسبت D/E در امور مالی شرکت‌ها نقش مهمی دارد و بالا بودن آن نشان می‌دهد که استارتاپ بیشتر به بدهی‌های خود وابسته است.

بازده اوراق قرضه Bond yield

ساده‌ترین راه به دست آوردن بازده اوراق قرضه، عبارت است از تقسیم وجه دریافتی در زمان سررسید بر اصل پول. نبست بیش از ۱ نشان‌دهنده بیش ارزش گذاری است و عدد زیر ۱ کم ارزش‌گذاری را نشان می‌دهد.

نسبت بازده حقوق صاحبان سهام Return on equity ratio (ROE)

اگر سود خالص شرکت را بر مجموع حقوق سهام‌دارن تقسیم کنیم و عدد حاصل را به صورت درصد بیان کنیم، به نسبت بازده حقوق صاحبان سهام دست یافته‌ایم. بالاتر از میانگین بودن ROE می‌تواند احتمال وقوع بیش ارزش گذاری را بالاتر ببرد.

نسبت جاری Current ratio

نسبت جاری توان شرکت در پرداخت تعهدات خودش است. این نسبت که لازم است که بالاتر از میانگین باشد، از سنجش تمام دارایی‌ها بر بدهی‌ها محاسبه می‌شود. کمتر از ۱ بودن این نسبت، نشان دهنده این است که شرکت از پس هماهنگی بدهی و دارایی برنمی‌آید و در آینده با مشکلات مالی روبرو خواهد شد.

نسبت قیمت به ارزش دفتری Price to Book Value ratio (P/BV)

از تقسیم قیمت سهام بر ارزش دفتری، P/BV به دست می‌آید. این نسبت که بیشتر در زمینه بانک‌ها و امور مالی کاربرد دارد، می‌تواند مقایسه‌ای بین ارزش دفتری و ارزش بازار یک دارایی انجام دهد. اگر نسبت قیمت به ارزش دفتری کمتر از ۱ باشد، احتمال دارد که ارزش استارتاپ کم شود و بالعکس.

معایب بیش ارزش گذاری استارتاپ ها چیست؟

شاید در نگاه اول اینطور به نظر برسد که ارزش گذاری بالاتر از قیمت منصفانه، برای یک استارتاپ سودمند است اما این درست نیست و بیش ارزش‌گذاری نه تنها برای استارتاپ بلکه برای سرمایه‌گذاران نیز آسیب‌زننده است. معایب بیش ارزش گذاری استارتاپ‌ها عبارتند از:

  • کاهش انگیزه بنیان‌گذاران استارتاپ
  • ارتباط پیدا کردن با سرمایه‌گذار اشتباهی
  • مشکل شدن جذب سرمایه در دوره‌های بعدی
  • رها کردن استراتژی‌های بلندمدت و وابسته ماندن به سود کوتاه‌مدت
  • عدم توانایی تیم استارتاپی در تحقق اهداف و شاخص‌های مالی متناسب با جذب سرمایه
  • بالا رفتن هزینه‌های استارتاپ در اثر زیاد خرج کردن پول زیاد. خرج‌هایی مانند دفترهای گران‌قیمت
  • بعد از رسیدن پول زیاد، استارتاپ‌ها شروع به خرج کردن کرده و هزینه‌هایشان در نهایت خیلی بالا می‌رود.

معمولا هنگامی که بیش ارزش گذاری اتفاق می‌افتد، جذب سرمایه دور اول بدون مشکل خواهد بود و مشکلات جذب سرمایه استارتاپ‌ها در دوره‌های بعدی تازه شروع می‌شود. همچنین هیچ فضایی برای آزمون و خطا برای استارتاپ‌ها باقی نمی‌ماند و اگر کارها طبق قرارهای قبلی پیش نرود، با سرمایه‌گذار ناراضی مواجه خواهید شد.

برای جلوگیری از بیش ارزشگذاری استارتاپ به مشاوران رتیبا اعتماد کنید.

استارتاپ‌ها معمولا به علت تمایل به رشد سریع و حضور در فضای رقابتی به دنبال جذب سرمایه سریع هستند. به همین علت احتمال اینکه استارتاپ خود را بیش‌ ارزش گذاری کنند، بالا می‌رود. در این فضای مبهم و مه‌آلود فاندری که ارزش واقعی استارتاپ خود را می‌داند و حاضر به شروع از نقطه صفر است، برنده می‌شود.

در پروسه بیش ارزش‌گذاری استارتاپ‌ها چه اتفاقی ممکن است بیفتد؟

پروسه ارزش گذاری، پروسه‌ای حساس و زمان‌بر است که اگر درست انجام نشود، می‌تواند استارتاپ را به معرض نابودی بکشاند. در بیش ارزش گذاری استارتاپ‌ها ممکن است سناریوهای مختلفی اتفاق بیفتد. برای مثال امکان دارد تامین مالی برای استارتاپ تنها یک بار اتفاق بیفتد. زیرا هنگامی که استارتاپ بعد از جذب سرمایه اولیه به دنبال جذب سرمایه‌های بعدی می‌رود، اگر بیش ارزش گذاری اتفاق افتاده باشد، یافتن سرمایه‌گذاری که بیشتر از دور اول سرمایه‌گذاری را انجام دهد، دشوار است.

در نتیجه هنگامی که هیچ‌کس با این قیمت حاضر به سرمایه‌گذاری روی استارتاپ شما نباشد، سرمایه‌گذار اولیه متوجه می‌شود که پدیده بیش‌ ارزش گذاری اتفاق افتاده و او هم دیگر حاضر به سرمایه‌گذاری مجدد نخواهد بود. از دست دادن سرمایه‌گذار به معنی از دست دادن سرمایه و عدم توانایی تامین نقدینگی است. استارتاپ بدون آورده نقدی نمی‌تواند به اهداف خود پایبند بماند و در صورت ادامه این وضعیت، مجبور به خاتمه حیات خود می‌شود.

به طوری کلی ارزش گذاری استارتاپ‌ها کاری حساس و پیچیده است که علاوه بر جمع‌آوری طیف وسیعی از داده‌ها و اطلاعات، لازم است تمام مراحل ارزش‌گذاری با دقت بالایی انجام شود تا ارزش گذاری بیش از حد اتفاق نیفتد! از آن جایی که ارزش گذاری یک شرکت کاملا وابسته به شرایط تغییر می‌کند، سخت‌ترین کار شما به عنوان فاندر استارتاپ، اطلاع از ارزش درست و منصفانه کسب‌وکارتان است. پروسه ارزش‌گذاری اگر درست انجام شود و به سمت کم یا بیش ارزش گذاری میل نکند، می‌تواند استارتاپ شما را آسان‌تر به مقصد برساند.

اگر شما هم نگران کم یا بیش ارزش گذاری استارتاپ یا کسب‌وکار نوپای خود هستید، گروه تحلیل‌گران رتیبا در سریع‌ترین زمان ممکن می‌توانند ارزش منصفانه استارتاپ شما را به دست بیاورند. برای ثبت درخواست ارزش‌گذاری خود، کلیک کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست