خانه » ارزش‌گذاری استارتاپ » ارزش گذاری کسب‌وکار؛ همه‌ی آنچه در این مسیر به آن احتیاج پیدا خواهید کرد

ارزش گذاری کسب‌وکار؛ همه‌ی آنچه در این مسیر به آن احتیاج پیدا خواهید کرد

ارزش گذاری کسب‌وکارها آن هم به صورت اصولی نیاز استارتاپ‌ها است.

در تعریف ارزش گذاری (Valuation) با ارزشیابی و یک فرآیند کمی و تحلیلی سروکار داریم. عملی که در ارزش گذاری کسب‌وکار انجام می‌شود، به زبان ساده یک تخمین است. اگر شما قصد تعیین ارزش اقتصادی یک دارایی، یک شرکت، یک واحد تجاری و یا یک استارتاپ را داشته  باشید، در مسیر ارزش‌گذاری کسب‌وکار قرار می‌گیرید. طی روند ارزش گذاری برای استارتاپ‌ها، ارزش منصفانه آن دارایی و همچنین ارزش شرکت در مقایسه با سایر شرکت‌ها مشخص می‌شود.

برای انجام ارزش گذاری به طیف وسیعی از اطلاعات نیاز داریم. میزان درآمد، سود و زیان‌ها، دارایی‌های منقول، جریان نقدینگی و… همگی در روند ارزش گذاری یک کسب‌وکار موثر هستند. ارزش‌گذاری برای استارتاپی که در ابتدای مسیر است، به دلیل کمبود داده و اطلاعات، اندکی دشوارتر است اما شرایط به گونه‌ای است که هم کسب‌وکارهای نوپا هم آن‌هایی که به بلوغ رسیده‌اند، به خدمات ارزش‌گذاری نیاز پیدا می‌کنند. تنها تفاوت این قضیه استفاده از روش‌های مختلف ارزش گذاری کسب‌وکارها بر اساس شرایط منحصر به فرد آن‌ها است.

برای ارزش گذاری یک کسب‌وکار به چه اطلاعاتی نیاز داریم؟

برای انجام ارزش گذری یک کسب‌وکار هر چه هیستوری کال کامل‌تری وجود داشته باشد، ارزش‌گذاری دقیق‌تر و سریع‌تر انجام می‌شود. ارزش‌گذار به تمام اطلاعات مالی‌ شامل درآمد، هزینه‌ها و سود این کسب‌وکار که از روز اول ثبت و ضبط شده است، نیاز پیدا می‌کند. نبود هیستوری‌کال پروسه ارزش گذاری را با مشکل مواجه می‌کند. در برابر هر چه استارتاپ فایل پروجکشن مالی کامل‌تری برای آینده داشته باشد، باز هم کار نتیجه کار ارزش گذای دقیق‌تری خواهد بود. در این فایل هزینه‌های آینده و لاین‌های درآمدی که برای جبران این هزینه‌ها پیش‌بینی شده است، ارائه می‌شود.

برای انجام ارزش گذاری یک کسب‌وکار علاوه بر گزارش‌های مالی گذشته و پیش‌بینی‌های مالی آینده به اطلاعات بیشتری نیاز است. ارزش‌گذاران برای انجام موفق ارزش گذاری باید یه دیدگاه کل‌نگر داشته باشند. در این پروسه، تمام اطلاعات شامل وضعیت بازار، دارایی‌های مشهود و نامشهود یک شرکت ثبت اختراح و علائم تجاری ، سهام شرکت‌ها، حقوق پرداختی، مزیت رقابتی، وضعیت اقتصادی، دارایی‌ها تیم استارتاپی و مدیریت آن و حتی بدهی‌ها نیز مورد توجه قرار می‌گیرد.

دلایل ارزش گذاری برای استارتاپ‌ها چیست؟

ارزش‌گذاری به دلایل مختلفی انجام می‌شود. برای مثال در هر یک از شرایط زیر، به ارزشیابی و تعیین رقم ارزش گذاری، احتیاج است.

  • ادغام شرکت‌ها
  • پرداخت مالیات
  • تعیین ارزش فروش
  • بودجه‌بندی سرمایه
  • هنگام جدایی شرکای کاری
  • ایجاد مالکیت برای شریک کاری
  • جذب سرمایه و مذاکره با سرمایه‌گذار

صاحبان کسب‌وکارها قبل از هر تصمیمی از قبیل فروش، ادغام و یا حتی جدایی، نیاز دارند که ارزش واقعی دارایی و کسب‌وکار خود را مشخص کنند. اطلاع از تمام جنبه‌هایی که ارزش یک استارتاپ را تعیین می‌کند، شرط عقل است. صاحبان کسب‌وکار به منظور تعیین ارزش واقعی و منصفانه بیزنس خود به ارزیاب‌هایی مراجعه می‌کنند که وظیفه ارزش گذاری یک استارتاپ را بر عهده دارند. در این مقاله، 7 دلیل ارزش گذاری دارایی های مشهود و نامشهود به طور کامل بیان شده است.

به چه کسی ارزش‌گذار گفته می‌شود؟

ارزش‌گذار یا کارشناس ارزش‌گذاری در قدم اول یک تحلیل‌گر است. او با در نظر گرفتن عوامل مختلفی مانند میزان سرمایه، چشم‌انداز درآمدی آینده، ارزش دارایی فعلی و مدیریت آن کسب‌وکار، طی فرآیندی ارزش آن شرکت یا کسب‌وکار را مشخص می‌کند. به طور مثال در گروه تحلیل گران رتیبا، اقای مسعود گودرزی (بنیان گذار و مدیرعامل رتیبا) سرپرستی کارشناسان ارزش گذاری رتیبا را برعهده دارد.

فلسفه ارزش گذاری کسب‌وکارها چیست؟

فرض اولیه ذهن این است که برای یک دارایی کمتر یا بیشتر از ارزش واقعی آن پولی پرداخت نشود. در عین حال همیشه افرادی وجود دارند که معتقدند برای کسب‌وکار خودشان هر قیمتی قابل توجیه است اما از آن جایی که در رابطه مالی، نیاز به جریان منطقی نقدینگی وجود دارد، ارزش کسب‌وکار باید توسط واقعیت پشتیبانی شود.

تمام کاری که در فرآیند ارزش‌گذاری کسب‌وکار انجام می‌شود، این است که تعیین ارزش استارتاپ‌ها را با اطمینان بالا انجام دهند و سعی کنند رشدی که در جریان‌های نقدی انتظار می‌رود را در نظر داشته باشد. پس برای تعیین ارزش واقعی شرکت‌ها به خدمات ارزش گذاری احتیاج داریم. 

چرا استارتاپ به خدمات ارزش گذاری نیاز دارد؟

استارتاپ مانند یک کودک برای رشد و بالندگی به مراقبت و توجه نیاز دارد. علاوه بر تمام این‌ها پول و سرمایه هم برای حیات استارتاپ ضروری است. یک کسب‌وکار برای شکوفاسازی ایده‌ها، توسعه تیم و دستیابی به اهداف، به نقدینگی احتیاج دارد. قدم اول برای به دست آوردن این نقدیندگی، ارزش‌گذاری کسب‌وکار است. پس از آن جایی که استارتاپ برای به کمال رسیدن به تعیین ارزش نیاز دارد، قبل از هر کاری ارزش گذاری برای استارتاپ‌ها انجام می‌شود.

اما همیشه این ارزش‌گذاری منصفانه و به دور از هرگونه خطایی انجام نمی‌شود. پروسه ارزش گذاری کسب‌وکارها دقیق، زمان‌بر و حساس است. استاراتاپ به راحتی می‌تواند بیش یا کم ارزش‌گذاری شود. رتیبا در طی سال‌های گذشته به برندی مورد اعتماد در بین سرمایه گذاران و سرمایه پذیران تبدیل شده است. برای ثبت درخواست خدمات ارزش گذاری استارتاپ اینجا کلیک کنید. جهت مشاهده استارتاپ های ارزش گذاری شده توسط گروه تحلیل گران رتیبا می‌توانید از صفحه پورتفولیو دیدن نمایید. (پورتفولیو رتیبا)

بیش‌ارزش گذاری استارتاپ‌ها چیست و چه مضرراتی دارد؟

لازم است که استارتاپ‌ها بنا به ارزش ذاتی و واقعی خود ارزش گذاری بشوند. نه افزایش ارزش گذاری برای استارتاپ ارزشمند است و نه کاهش آن. در ادامه به برخی مشکلاتی که بیش ارزش‌ گذاری به استارتاپ‌ها تحمیل می‌کند، می‌پردازیم:

  • ارزش گذاری بیش از حد پروسه جذب سرمایه را برای دوره‌های بعدی سخت می‌کند. یعنی استارتاپ ممکن است در یک دوره بتواند سرمایه بیشتری جذب کند اما در دوره‌های بعدی قطعا به مشکل خواهد خورد. بیش ارزش گذاری می‌تواند استارتاپ را با سه حالت مواجه کند:

سناریو اول یا Red Graph. در این سناریو استارتاپ باید رشد بالایی را تجربه کند تا به آن رشدی که برایش در نظر گرفته شده، برسد. برای رسیدن به این رشد، تیم استارتاپی باید فشار بالایی را تحمل کند.

سناریو دوم Purple Chart. در این سناریو اگر استارتاپ در دور دوم و سوم به همان میزان دور اول ارزش گذاری شود و جذب سرمایه انجام دهد، می‌تواند به رشد خود ادامه دهد اما این تمایل از سمت استارتاپ‌ها وجود ندارد که به همان میزان دور قبل جذب سرمایه را انجام دهند.

سناریو سوم Grey Chart. در این سناریو معمولا استارتاپ سرمایه کمتری نسبت به دوره‌های قبلی می‌تواند جذب کند زیرا که ارزش گذاری آن کمتر از دوره‌های قبل انجام شده. در اینجا استارتاپ با تنزل رتبه و کاهش نرخ سهام روبرو خواهد شد.

  • بیش از حد خرج کردن Overspending. وقتی ارزش گذاری مازاد صورت می‌گیرد، استارتاپ‌ها شروع به خرج کردن آن پول و اتلاف هزینه‌ها می‌شوند.
  • رقابت نابرابر و عدم تعادل در عرضه و تقاضا. اگر در اکوسیستم استارتاپی، تعداد سرمایه‌گذاران به نسبت استارتاپ‌ها بیشتر باشد، به دلیل وجود رقابت بر سر سرمایه‌گذاری استارتاپ‌های بهتر ممکن از ارزش گذاری بیشتر شود.

با متضرر شدن سرمایه‌گذاران در این مرحله، با کاهش تمایل از سوی سرمایه‌گذاران دیگر در مرحله جذب سرمایه بعدی استارتاپ مواجه خواهیم شد. اگر به موضوع بیش ارزش گذاری استارتاپ ها علاقمند هستید، مقاله‌ی “همه آن چه لازم است در مورد بیش ارزش گذاری استارتاپ‌ها بدانید” را مطالعه نمایید.

کم ارزش گذاری استارتاپ‌ها چیست و چه مضراتی دارد؟

کم ارزش گذاری استارتاپ‌ها نیز به همان میزان بیش ارزش گذاری می‌تواند آسیب‌زننده باشد. هنگامی که کم ارزش گذاری اتفاق بیفتد، سهام استارتاپ با ارزش کمتری معامله می‌شود و در نتیجه سرمایه کم‌تری به استارتاپ پرداخت می‌شود. کسب‌وکاری که با کمبود نقدینگی مواجه باشد، برای رشد و نمو خود دچار مشکل می‌شود و به مرور با از دست دادن امید و انگیزه، خطر شکست خوردن کسب‌وکار افزایش پیدا می‌کند.

دلایل کم ارزش گذاری استارتاپ‌ها چیست؟

همان‌طور که در قسمت قبل اشاره شد، نه بیش ارزش گذاری و نه کم ارزش گذاری برای استارتاپ‌ها سودمند نیست. کسب‌وکارها به دلایل مختلفی می‌تواند کم ارزش گذاری شود. مانند:

  • ریسک‌پذیر نبودن و دیدگاه سنتی سرمایه‌گذاران
  • عدم تعادل در عرضه و تقاضای فضای اکوسیستم استارتاپی
  • کمبود اطلاعات بنیان‌گذاران استارتاپ‌ها در خصوص مسائل مالی

استارتاپ‌ها برای ادامه مسیر خود به ارزش گذاری دقیق و منصفانه احتیاج دارند. راه‌های مختلفی برای تعیین ارزش یک استارتاپ وجود دارد که با توجه به شرایط آن‌ها و میزان بلوغ استارتاپ متفاوت خواهد بود. (کم ارزش گذاری استارتاپ ها)

چرا روش‌های ارزش گذاری متفاوت است؟

از آن جایی که ارزش‌گذاری به صورت مستقیم از رویدادهای اقتصادی، درآمد فعلی و چشم‌انداز آینده تاثیر می‌پذیرد و از آن جایی که ابزارهایی که برای ارزش گذاری استفاده می‌شود، متفاوت است؛ ما یک روش ثابت برای ارزش گذاری استارتاپ‌ها نداریم. درست است که رویکردهای رایجی برای ارزش گذاری یک کسب‌وکار وجود دارد اما گاهی تحلیل‌گران مجبور به استفاده از ابزارهایی خاص و طراحی مجدد مدل ارزش‌گذاری خود می‌شوند.

استارتاپ‌ها به خدمات ارزشگذاری نیاز دارند.

به عبارت دیگر، ما از یک روش کلی برای ارزش‌گذاری استارتاپ‌ها بهره‌مند نیستیم. زیرا جزئیات هر پروژه‌ با پروژه‌ای دیگر کاملا متفاوت است. فرآیند ارزش‌گذاری استارتاپ‌ها با توجه به نظر شخصی ارزش‌گذار، تخصص تیم شما، محصول، دارایی‌ها، فرصت‌های موجود در بازار و عملکرد رقبا می‌تواند مدل ارزش گذاری مخصوص به خود را داشته باشد.

عدم قطعیت در ارزش گذاری به چه صورت است؟

باید این اصل را در نظر داشته باشید که حتی بهترین ارزش گذاری‌ها هم با درصدی از خطا همراه هستند. ما در مسیر ارزش‌گذاری کسب‌وکار همیشه بهترین تخمین خود را برای آینده انجام می‌دهیم. اما همواره امکان این که پیش‌بینی‌ها درست از آب درنیایند، وجود دارد.

برای مثال در ساده‌ترین حالت، هنگام تبدیل اطلاعات خام به ورودی ممکن است اشتباهی رخ دهد که نتیجه ارزش‌گذاری را کاملا متفاوت کند.

  1. شرکت ممکن است در آینده بهتر یا بدتر از تخمین ما حرکت و در جریان نقدی متفاوت عمل کند.
  2. اوضاع اقتصادی به صورت مستقیم روی ارزش گذاری تاثیر گذاشته و نتیجه تحت تاثیر اقتصاد کلان حتما تغییر می‌کند.

تا این جا می‌دانیم که در پروسه ارزش گذاری یک استارتاپ اشتباهاتی ممکن است رخ بدهد که نتیجه ارزشیابی را از ارزش منصفانه آن کاملا دور کند. پس بهتر است فرض عدم قطعیت در ارزش گذاری را پذیرفته و  برای مواجه با آن آماده باشیم.

در مواجه با عدم قطعیت در ارزش گذاری کسب‌وکار چه باید کرد؟

می‌دانیم که در فضای ارزش گذاری همانند فضای استارتاپی اجتناب از عدم قطعیت امکان‌پذیر نیست و تنها راه نجات استارتاپ‌ها برخورد سالم و عاقلانه با پدیده عدم قطعیت است. از جمله پاسخ‌های سالم در مواجه با عدم قطعیت در فضای ارزش گذاری کسب‌وکار را با هم مرور می‌کنیم:

  • ارائه مدل‌های ارزش‌گذاری بهتر

درست است که حتی بهترین مدل‌ها هم توانایی حذف عدم قطعیت را ندارند اما با استفاده از مدل‌های بهتر و دقیق‌تر می‌توان تا حد زیادی عدم قطعیت را کاهش داد.

  • استفاده از محدوده یا بازه

با تخمین بهترین و بدترین حالت ارزش گذاری کسب‌وکار را می‌توان وارد محدوده‌ای کرد که خروجی آن، ارزش‌گذاری را در شرایط خوب و بد نشان می‌دهد.

  • استفاده از احتمال

 بیان ارزش‌گذاری کسب‌وکار به صورت اظهارات احتمالی می‌تواند توجه افراد را به عدم اطمینانی که در این شرایط وجود دارد، متمرکز کند. در شرایط خاص هدف این است که به جای قطعیت، از تخمین مثلا ۷۰ درصدی استفاده شود.

ارزش گذاری کسب‌وکار به ما چه می‌گوید؟

اگر پروسه ارزشگذاری را مانند هر معامله‌ای تصور کنیم، خریدار و فروشنده به عنوان دو سوی این معامله با میل و رغبت پای میز معامله نشسته‌اند و این آن‌ها هستند که ارزش اصلی را تعیین می‌کنند. در واقع آن میزانی که خریدار تمایل دارد به فروشنده بپردازد، به عنوان ارزش تعیین می‌شود اما ارزش‌گذار طی فرآیند ارزیابی صحت این ادعا را بررسی می‌کند.

به عبارت دیگر ارزش گذاری انجام می‌شود تا شرکت‌های نوپا، کسب‌وکارها و استارتاپ‌ها کمتر یا بیشتر از ارزش واقعی خود ارزشیابی نشده باشند. انجام ارزش‌گذاری دقیق و منصفانه در دستورکار کارشناسان ارزش‌گذاری صادق و حرفه‌ای قرار دارد که براساس رویکردهای مختلفی انجام می‌شود.

روش‌های ارزش گذاری به چند دسته کلی تقسیم می‌شود؟

در مورد چرایی و علت ارزش گذاری صحبت کرده‌ایم اما هنگامی که قرار باشد ارزش گذاری یک استارتاپ انجام شود، روش‌های زیادی وجود دارد که همه آن‌ها زیرمجموعه دو دسته اصلی قرار می‌گیرند:

  1. مدل ارزش گذاری مطلق Absolute valuation Models
  2. مدل ارزش گذاری نسبی Relative valuation Models

ارزش گذاری با روش مطلق قصد دارد که ارزش واقعی و ذاتی یک دارایی را مشخص کند و تنها به اصول بنیادی (Fundamentals) تکیه می‌کند. تمرکز روی اصول بنیادی به معنای اهمیت دادن به سود سهام dividends، جریان نقدی cash Flow و نرخ رشد Growth Rate است. در این مدل ارزش گذاری کسب‌وکارها به سراغ شرکت‌های دیگر نرفته و تنها به صورت‌های مالی و حساب‌های دفتری شرکت برای رسیدن به ارزش واقعی می‌پردازند. مدل‌هایی که زیرمجموعه روش ارزش گذاری مطلق هستند، شامل موارد زیر هستند:

  1. مدل تنزیل سود سهام Dividend Discount Model
  2. مدل جریان‌های نقدی تنزیل شده Discounted Cash Flow Model
  3. مدل درآمد باقیمانده Residual Income Model
  4. مدل مبتنی بر دارایی Asset-Based Model

در برابر مدل ارزش گذاری مطلق، مدل ارزش گذاری نسبی قرار دارد که انجام آن آسان‌تر وسریع‌تر از روش مطلق است. در روش ارزش گذاری نسبی با نیم‌نگاهی به رقبا به مقایسه ارزش شرکت با شرکت‌های مشابه می‌پردازند تا ارزش مالی شرکت به درستی مشخص شود. در روش ارزش گذاری نسبی با محاسبه چند برابر و نسبت‌های مختلف سروکار داریم. نسبت‌هایی مانند چند برابری قیمت به سود، و مقایسه آن‌ها با شرکت‌های مشابه.

برای مثال اگر P/E یک شرکت کمتر از P/E شرکت‌های مشابه باشد، امکان این که شرکت اصلی، کم‌تر از ارزش واقعی خود ارزش گذاری شده باشد، وجود دارد. در این روش از ضرایب مختلفی مانند ارزش گذاری بر اساس درآمد Price-To-Earnings Multiple و مقایسه آن‌ها با نسبتی از شرکت‌های مشابه، اختصاص دارد، استفاده می‌شود.

روش‌های ارزش گذاری استارتاپ‌ها چیست؟

براساس اینکه استارتاپ شما در کدام مرحله قرار دارد، روش‌های ارزش گذاری نیز متفاوت می‌شود. آیا استارتاپ شما درآمد واقعی دارد؟ جواب این سوال مسیر ارزش گذاری استارتاپ شما را مشخص می‌کند. ارزش گذاری استارتاپ از ترکیب علم و هنر به دست می‌آید و در نظر داشته باشید که وقتی پای محاسبه وسط می‌آید، همیشه اندکی حدس و گمان هم وجود دارد.

ارزش گذاری استارتاپ‌ها به نسبت ماهیت، زمان و نوع صعنت متفاوت می‌شوند. مثلا ارزش گذاری یک استارتاپ در سال 1390 با ارزش گذاری یک استارتاپ در این سال تفاوت چشم‌گیری دارد. یا ارزش گذاری یک شرکت در حوزه املاک و ساخت‌وساز با ارزش گذاری یک استارتاپ حوزه سلامت بسیار متفاوت است. یا ارزش گذاری یک شرکت B2B با شرکتی B2C خیلی متفاوت است.

  • روش برکوس The Berkus Method

این روش ارزش گذاری توسط دیو برکوس ایجاد شده است. روش برکوس به خصوص به درد استارتاپ‌هایی می‌خورد که هنوز به مرحله تولید جریان نقدی نرسیده‌اند. روش برکوس براساس عواملی از قبیل ارزش اولیه، فناوری، اجرا، تولید، استراتژی، نمونه اولیه و… به ارزیابی می‌پردازد و ارزش گذاری انجام می‌شود.

  • روش مقایسه‌ای و نسبی Comparable Transactions Method

این روش یکی از محبوب‌ترین روش‌های ارزش گذاری است که مبنای آن بر اساس گذشته کسب‌وکار است. سوالی که در این روش به آن پاسخ می‌دهند، این است که «استارتاپ‌های مشابه من به چه میزانی ارزش گذاری شده‌اند؟» در این روش به اندازه، صنعت و نحوه رفتار آن‌ها برای تعیین ارزش منصفانه یک استارتاپ یا دارایی نگاه می‌کنند.

  • روش ارزش گذاری کارت‌های امتیازدهی Scorecard Valuation Method

این روش ارزش گذاری از یک سیستم امتیازدهی برای استارتاپ‌هایی که به درآمد رسیده‌اند، استفاده می‌کند. در این روش هم ارزش گذاری‌های پیشین کسب‌وکارهای مشابه مبنا قرار می‌گیرند هم معیارهای اضافه‌‌ای از قبیل قدرت تیم، اندازه فرصت، محصول یا خدمات، محیط رقابتی، بازاریابی و کانال‌های فروش و نیاز به سرمایه سنجیده می‌شود. با استفاده از سیستم امتیازدهی به هر کدام از معیارها یک امتیازی داده می‌شود تا درنهایت بتوانند آن‌ها را محاسبه کنند.

  • روش هزینه بازتاسیس Cost-to-Duplicate Approach

در این روش فرض می‌کنیم که همین کسب‌وکار در شرایط بازآفرینی چقدر هزینه دارد. یعنی اگر قرار باشد همین استارتاپ را دوباره راه‌اندازی کنیم و تمام هزینه‌ها را درنظر بگیریم، در چه شرایطی قرار داریم. بعد از اضافه کردن ارزش منصفانه دارایی‌های فیزیکی و دیگر هزینه‌ها می‌توانیم ارزش گذاری را انجام دهیم.

  • روش تنزیل جریان‌های نقدی Discounted Cash Flow Method

تحلیل‌گران با استفاده از جریان‌های نقدی ورودی و خروجی تولید شده توسط دارایی ارزشی برای استارتاپ قائل می‌شوند که به آن تحلیل جریان‌های نقدی تنزیل شده (DCF) می‌گویند. این روش ارزش گذاری با پیش‌بینی از جنس جریان نقدی آینده و نرخ بازگشت سرمایه (ROI) سروکار دارد. نرخ تنزیل هر چه بالاتر باشد، سرمایه‌گذاری در استارتاپ پرریسک‌تر است. . در واقع ارزش یک دارایی آن چیزی نیست که دیگران آن را ارزشمند می دانند، بلکه تابعی از جریان های نقدی مورد انتظار در آن دارایی است.

برای مثال اگر شرکتی در حال اضافه کردن دارایی‌هایی مانند ماشین‌آلات باشد، جریان نقدی خروجی و جریان نقدی اضافی تولید شده به ارزش فعلی تنزیل می‌شود و ارزش خالص فعلی کسب‌وکار (NPV) اگر مثبت باشد، شرکت می‌تواند آن دارایی را خریداری کرده و یا سرمایه‌گذاری را انجام دهد. به بیان ساده دارایی‌هایی با جریان‌های نقدی بالا و قابل پیش‌بینی باید ارزش بیشتری نسبت به دارایی‌هایی با جریان‌های نقدی کم داشته باشند. در ارزیابی جریان نقدی تنزیل شده، ما ارزش یک دارایی را به عنوان ارزش فعلی جریان های نقدی مورد انتظار روی آن تخمین می زنیم.

  • روش سرمایه‌گذاری خطرپذیر Venture Capital Method

روش سرمایه‌گذاری خطرپذیر که به اختصار VC Method هم خوانده می‌شود، روش بسیار روش محبوبی است. فرض اساسی در روش VC این است که معیار اصلی برای ارزش‌گذاری، بازدهی مورد انتظار سرمایه‌گذار خطرپذیر است و براساس آن به ارزش گذاری می‌پردازند.

در روش ارزش گذاری سرمایه‌گذاری خطرپذیر، بازگشت سرمایه یک استارتاپ (ROI) و ارزش نهایی آن محاسبه می‌شود. دو فرمول برای این روش ارزش گذاری استارتاپ‌ها وجود دارد:

Anticipated Return on Investment (ROI) = Terminal Value ÷ Post-Money Valuation

Post-Money Valuation = Terminal Value ÷ Anticipated ROI

با تعیین (ROI) و اضافه کردن تمام هزینه‌ها می‌توانید ارزش گذاری post-money خود را به دست آورید و با کسر میزان سرمایه‌گذاری می‌توانید pre-money را دریابید.

  • روش شیکاگوی اول First Chicago method

در این روش پتانسیل کسب‌وکار علاوه بر حالت پایه و عادی در بهترین و بدترین سناریوی ممکن هم بررسی می‌کند. در این روش برای هر سناریو احتمالی در نظر گرفته می‌شود.

  • روش ارزش دفتری Book Value Method

این روش ارزش گذاری مبتنی بر درآمد است. در این روش کل دارایی‌های یک شرکت بعد از کسر بدهی‌های آن سنجیده می‌شود.

  • روش ضرایب Multiples Method

فرض اساسی در روش ضرایب این است که کسب‌وکارهای مشابه، دارای نسبت‌های مالی نزدیک به هم بوده و به کمک آن می‌توان ارزش کسب‌وکار را تخمین زد.

  • روش چندگانه بازار Market Multiple Approach

براساس ارزش خریدهای مشابه و اخیر بازار، یک مضرب پایه تعیین می‌شود و استارتاپ با استفاده از آن ارزش گذاری می‌شود. این روش مورد علاقه سرمایه‌گذاران خطرپذیر است زیرا درک خوبی از تقاضای بازار به متقاضی می‌دهد.

  • روش تجمیع عوامل ریسک Risk Factor Summation Method

در روش تجمیع عوال ریسک به دلخواه با یکی از روش‌های ارزش گذاری که پیش از این گفته شد، جلو می‌رویم تمام ریسک‌هایی که یک استارتاپ را تهدید می‌کند، روی کاغذ آورده و به ازای هر عنصر کم‌خطر امتیاز مثبت و به ازای عناصر پرخطر، امتیاز منفی می‌دهیم. یافتن مرجع برای قضاوت در مورد ریسک‌ها از سختی‌های این روش است.

  • روش ارزش انحلال (تسویه) Method Liquidation Value

به وجه نقد خالصی گفته می‌شود که در صورت انحلال یک شرکت و پرداخت بدهی‌ها دریافت می‌کند. سرمایه‌گذار ارزش انحلال را به عنوان یک پارامتر ریسک‌ تصور می‌کند. فرض بر این است که اگر همه‌چیز خراب شد، از فروش تجهیزات و دارایی‌های مشهود چه مبلغی باقی می‌ماند و براساس آن تخمین ارزش انجام می‌شود.

  • روش ارزش‌گذاری گزینه‌های موجود Real Options Method

تمام گزینه‌هایی که پیش روی استارتاپ برای تصمیم‌گیری وجود دارد را تصور کنید. این روش ارزش گذاری تمام آن گزینه‌ها را در نظر می‌گیرد. برای مثال ارزش استارتاپ هنگامی که تصمیم به ورود به بازار بگیرد با زمانی که تصمیم به توقف تولید می‌گیرد، متفاوت است. تعیین ارزش در روش ارزش گذاری گزینه‌های موجود بر اساس انتخاب‌های استارتاپ‌ها متفاوت می‌شود.

  • روش ارزش منصفانه بازار Fair Market Value Method

هر کسب‌وکاری یک ارزش واقعی دارد که در بازار آزاد تعیین می‌شود. این ارزش به دور از هر گونه فشار برای خرید یا فروش سنجیده می‌شود. در این روش ارزش گذاری هر دو طرف معامله از تمام حقایق آگاه هستند و قصد پرداخت ارزش فعلی را دارند. پس ارزش گذاری استارتاپ در روش ارزش منصفانه بازار براساس مبلغی که سرمایه‌گذار و سرمایه‌پذیر حاضر به پذیرش آن هستند، تعیین می‌شود.

  • روش نمونه‌کاوی تحلیلی Analytical Benchmarking Method

استفاده از روش نمونه کاوی تحلیلی به کسب‌وکارها اجازه می‌دهد تا عملکرد خود را با نمونه‌ها موفق بین‌المللی مقایسه کنند. شرط اصلی یافتن استارتاپ موفقی است که مدل کسب‌وکاری آن با استارتاپ فعلی مشابهت داشته باشد. با مقایسه وضعیت این دو استارتاپ از جنبه‌های مختلف و بررسی رقم ارزش گذاری یکی از آن‌ها، فرآیند ارزش گذاری استارتاپ مذکور شروع می‌شود.

  • روش هم‌نوایی Conformity Method

این روش ارزش گذاری استارتاپ‌ها متفاوت از بقیه روش‌های ارزش گذاری عمل می‌کند. در روش ارزش گذاری هم‌نوایی به ویژگی‌های کسب‌وکار توجه چندانی نمی‌شود و همه چیز به ترجیح سرمایه‌گذار برمی‌گردد. استفاده از این روش یک نوع صرفه‌جویی در وقت و هزینه سرمایه‌گذاران است و استارتاپ‌ها نیز سریع‌تر می‌توانند برای جذب سرمایه خود اقدام کنند.

گاهی همه این روش‌ها برای ارزش گذاری مناسب است و گاهی برخی از روش‌ها برای یک صنعت مناسب‌تر هستند. برای مثال شما برای ارزش گذاری یک شرکت مشاوره‌ای از روش ارزش گذاری مبتنی بر دارایی استفاده نمی‌کنید اما در عوض یک روش مبتنی بر درآمد مانند DCF برای این مورد مناسب‌تر است.

ارزش گذاری یک شرکت کاملا جدید چگونه است؟

از آن جایی که استارتاپ‌های نوپا داده و اطلاعات مالی چندانی ندارند و هنوز به مرحله درآمدزایی نرسیده‌اند، ارزش گذاری آن‌ها دشوارتر است. برخی از روش‌های ارزش گذاری مانند Cost To Duplicate و Stage Valuation بیشتر در این مرحله استفاده می‌شوند. به علاوه استارتاپ‌های نوپا برای سرمایه‌گذاری بیشتر به سراغ سرمایه‌گذاران فرشته می‌روند.

ارزش گذاری شرکت‌های دانش‌بنیان چگونه است؟

فرآیند ارزش گذاری شرکت‌های دانش‌ بنیان روی مواردی از قبیل تخصص تیم، نوع محصول، دارایی عملکرد رقبا و وضعیت بازار انجام می‌شود.

محدودیت‌های ارزش گذاری کدام است؟

اگر این اولین تجربه ارزش‌گذاری شما باشد، ممکن است تحت تاثیر تعدد این روش‌ها قرار بگیرید. برخی از روش‌های ارزش گذاری ساده و برخی پیچیده‌تر هستند. متاسفانه هیچ روشی نیست که همیشه پاسخگو باشد. هر صنعت یا کسب‌وکاری ویژگی‌های منحصر به فردی دارد که گاهی حتی ممکن است به چند روش همزمان نیاز داشته باشد. استفاده از روش‌های مختلف برای ارزش گذاری یک دارایی یا شرکت، ممکن است نتایج متفاوتی داشته باشد. یک کسب‌وکار در روش‌های ارزش گذاری‌های مختلف می‌تواند نتیجه نهایی متفاوتی را به خود ببیند. در این شرایط ارزش‌گذار در نهایت با استفاده از تکنیک‌هایی مطلوب‌ترین نتیجه را به صاحبان کسب‌وکار ارائه می‌دهد.

وظیفه تحلیل‌گران حوزه ارزش‍‌‌گذاری چیست؟

آن‌ها علاوه بر ارائه بهترین تخمین خود، سعی می‌کنند تا جای ممکن نسبت به اقتصاد کلان خنثی باشند. لازم است که ارزش گذار با ورود هر نوع داده جدیدی، ارزش گذاری خود را به روز کرده و اطلاعات جدیدتری را در آن بگنجاند. ارزش گذاری در طول زمان می‌تواند دستخوش تغییرات شود و جبهه‌گیری نسبت به این تغییرات اشتباه است. در نظر داشته باشید که حتی در دقیق‌ترین ارزش گذاری‌ها هم درصدی از عدم قطعیت وجود دارد. پس به خصوص در مواجه با استارتاپ‌های نوپا و نوظهور لازم است با ترکیب مهارت‌ها و بالا بردن توان و تحمل فردی در پیش‌بینی ابهامات و تصحیح اشتباهات پیش آمده، بهترین تخمین خود را از وضعیت یک کسب‌وکار ارائه دهند.

ارزش گذاری کسب‌وکار چه ارتباطی با تحلیل بازار دارد؟

می‌دانیم که هر دارایی در بازار، دارای یک ارزش است و هر کسب‌وکاری تا حد زیادی با رقبا و بررسی محیط رقابتی موجود سنجیده می‌شود. شما با تحلیل بازار و شناخت موقعیت کسب‌وکار خود، می‌توانید دریابید که آیا در یک صنعت پیش‌رو هستید یا خیر؟ و احتمال رشد برای استارتاپ شما در این شرایط چگونه است؟ پس تحلیل بازار می‌تواند نقطه شروع خوبی برای ارزش گذاری مناسب باشد. هر چه اطلاعات بیشتر و گسترده‌تری پیرامون وضعیت بازار جمع‌آوری کنید، تصمیم‌گیری در نهایت آسان‌تر می‌شود و شما می‌توانید در مورد واگذاری سهام استارتاپ خود تصمیمات بهتری بگیرید.

ارزش گذاری کسب‌وکارها چه نقشی در تامین مالی دارد؟

مسیر تامین مالی استارتاپ‌ها ثابت نیست. یک استارتاپ ممکن است به سرعت روند جذب سرمایه و تامین مالی را طی کند اما مسیر برای استارتاپ دیگر پرپیچ و خم و طولانی باشد. برای تسریع این فرآیند و ارائه مستندات قابل ارزیابی قبل از شروع پروسه تامین مالی، تحلیل‌گران بررسی مستندات مربوط به ارزش گذاری آن استارتاپ را آغاز می‌کنند. ارزش گذاران با توجه به عوامل مختلفی از قبلی سابقه استارتاپ، ریسک‌های موجود، اندازه بازار هدف، دارایی‌ها، تیم اجرایی و مدیریتی استارتاپ را ارزش گذاری کرده و برای رسیدن به مرحله بعدی و جذب سرمایه مورد نیاز، بدرقه می‌کنند.

دودلیجنس چه نقشی در ارزش گذاری استارتاپ‌ها دارد؟

ارزیابی موشکافانه یا دودلیجنس، فرآیندی است که قبل از انجام هرگونه نقل و انتقالات مالی انجام می‌شود. حتی وجود بدهی در حساب شرکت هم لزوما نکته منفی نیست. هدف ارزیابی موشکافانه، شفاف‌سازی گفته‌های استارتاپ‌ها است که در آینده از بروز غافلگیری‌ جلوگیری به عمل بیاید.

تا این‌جا متوجه شده‌ایم که ارزش گذاری دقیق یک استارتاپ فرآیندی حساس است و استارتاپ‌های زیادی به دلیل ارزش‌گذاری غیراصولی در پروسه جذب سرمایه دچار مشکل شده‌اند و حتی حیات کسب‌وکارشان با تهدید مواجه شده است. انجام ارزش‌گذاری دقیق و منصفانه به فاندر استارتاپ در شناسایی نیازهای کسب‌کارش کمک می‌کند و مسیر را برای او روشن‌تر و هموارتر می‌کند.

گروه تحلیل‌گران رتیبا با سال‌ها تجربه در زمینه مشاوره و ارزش گذاری کسب‌وکارها در مسیر آماده‌سازی مستندات، تهیه گزارش تحلیلی ارزش‌گذاری منصفانه، اعتبارسنجی نتایج به دست آمده و طراحی سناریوهای پیشنهادی برای جذب یا تزریق سرمایه، در کنار شما خواهند بود. شما می‌توانید با خیال راحت ارزش‌گذاری کسب‌وکار خود را به کارشناسان رتیبا بسپارید و تمام تمرکز و توان خود را صرف بهبود و توسعه استارتاپ خود کنید.

منابع:

  • https://www.investopedia.com/articles/financial-theory/11/valuing-startup-ventures.asp
  • https://www.brex.com/blog/startup-valuation/

2 دیدگاه. ارسال دیدگاه جدید

  • حجت محسنی
    05/29/1401 23:25

    ممنون از مطلب ارزنده تون. چرا با اینکه روش ها یکسانه، اما معمولا یک پروژه توسط دو ارزشگذار اختلاف های زیادی دارند؟

    پاسخ
    • فاطمه عزیزی
      05/30/1401 08:27

      نظر لطف شماست. دلیل اختلاف زیاد می‌تونه باشه. اما یکی از دلایل اختلاف اینه که: ما یه سری نسبت داریم که بنا به سطح بلوغ استارتاپ و صنعتی که توش فعالن ازشون استفاده می‌کنیم و این نسبت‌ها تو هر مرحله یه بازه دارن . کافیه دو تا ارزش‌ گذار خبره بنا به خوش بینی یا بدبینیشون یکی کف این بازه رو بگیره یکی سقف این بازه رو . به همین راحتی اعداد بالا و پایین می شه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.