قراردادهای پشتیبانی و نگهداری (Support & Service Agreements) از جمله داراییهای نامشهود قراردادی هستند که به عنوان منبع درآمد پایدار و مستمر برای شرکتها محسوب میشوند. این قراردادها، بهویژه در حوزههای فناوری اطلاعات، تجهیزات تخصصی و خدمات زیرساختی، ارزش مستقل و قابل توجهی دارند و میتوانند مبنای تصمیمگیری در خصوص سرمایهگذاری، ادغام و تملک یا فروش شرکتها باشند. بنابراین، ارزشگذاری درست و دقیق این قراردادها اهمیت بسیاری در معاملات اقتصادی و گزارشگری مالی دارد.
رویکردها و روشهای استاندارد برای ارزشگذاری این نوع از داراییهای نامشهود عمدتاً به شرح زیر هستند:
رویکرد درآمدی با استفاده از جریانهای نقدی قراردادی
مطابق استاندارد 210، بند 60-3، در این رویکرد، ارزش قرارداد بر اساس جریانهای نقدی مشخصشده یا مورد انتظار برای دوره باقیمانده قرارداد پیشبینی میشود. این جریانهای نقدی ممکن است ثابت یا متغیر و مبتنی بر میزان مصرف خدمات باشند. سپس جریانهای نقدی مذکور با استفاده از نرخ تنزیل مناسب، که متناسب با ریسکهای مرتبط با قرارداد است، به ارزش فعلی تبدیل میشوند. در این روش باید تمامی فرضیات درباره درآمدها، هزینهها و نرخ رشد، به صورت واضح و مستند، ارائه گردند.
روش سود مازاد در صورت وجود داراییهای مکمل
مطابق استاندارد 210، بند 60-6 و 60-11، اگر ارائه خدمات موضوع قرارداد به داراییهای مکمل مانند نرمافزار، تجهیزات تخصصی یا نیروی انسانی نیاز داشته باشد، ابتدا بازده داراییهای مکمل شناسایی و از سود خالص قابل انتساب به قرارداد حذف میشود. مبلغ باقیمانده به عنوان سود مازاد، اساس محاسبۀ ارزش قرارداد قرار میگیرد. این روش بهویژه برای قراردادهایی که بدون وجود دارایی مکمل، قابلیت اجرایی ندارند، مناسب است.
رویکرد رهایی از حق امتیاز در صورت واگذاری حق ارائه خدمات به طرف ثالث
مطابق استاندارد 210، بند 60-18، در این رویکرد فرض میشود شرکت به جای ارائه مستقیم خدمات، امتیاز آن را به شخص ثالثی واگذار کند. ارزش قرارداد در این حالت معادل صرفهجویی ناشی از عدم پرداخت حق امتیاز فرضی محاسبه میشود. به عبارت دیگر، ارزش خدمات مورد نظر بر مبنای حق امتیازی که در معاملات مشابه رایج است، تعیین شده و سپس ارزش حاضر این حق امتیاز محاسبه میگردد.
رویکرد بازار در صورت وجود قراردادهای مشابه معاملهشده
مطابق استاندارد 210، بند 50-5، در صورتی که دادههای بازار از معاملات قراردادهای مشابه خدماتی در دسترس باشند، این دادهها مبنای ارزشگذاری قرار میگیرند. در این حالت، مقایسۀ کمی و کیفی قرارداد مورد ارزشگذاری با قراردادهای مشابه انجام شده و تعدیلات لازم در ضرایب و ارزشها اعمال میشود. هرچه قراردادهای مشابه در بازار فعالتر باشند، اعتبار و دقت این روش بالاتر خواهد بود.
رویکرد بهای جایگزینی در شرایط پیشقراردادی یا تنظیم مجدد قرارداد
مطابق استاندارد 210، بند 70-1، چنانچه قرارداد در مرحله مذاکره بوده یا امکان تنظیم مجدد آن وجود داشته باشد، هزینه انعقاد یک قرارداد مشابه مبنای محاسبۀ ارزش قرار میگیرد. این هزینهها شامل هزینههای مستقیم و غیرمستقیم انعقاد قرارداد، مانند هزینه نیروی انسانی، کارشناسی، و حقوقی است. در این روش باید توجه داشت که هزینۀ جایگزینی باید با توجه به ارزش اقتصادی و قابلیت درآمدزایی قرارداد سنجیده شود.
ارزشگذاری قراردادهای پشتیبانی و نگهداری معمولاً به کمک رویکرد درآمدی صورت میگیرد. با این حال، انتخاب روش دقیق به ساختار قرارداد، دسترسی به دادههای بازار، و وجود داراییهای مکمل بستگی دارد. همچنین لازم است ارزشگذاری با توجه به استانداردهای بینالمللی ارزشگذاری (IVS 210) مستند شود.

برای دریافت خدمات تخصصی در حوزه ارزشگذاری داراییهای نامشهود، از صفحه اختصاصی این خدمت در رتیبا بازدید نمایید.
همچنین میتوانید مقاله راهنمای جامع ارزشگذاری داراییهای نامشهود را مطالعه نموده و با مبانی و استانداردهای ارزشگذرای این نوع داراییها آشنا شوید.
برای مشاهده سایر خدمات رتیبا در زمینه ارزیابی، ارزشگذاری و مشاوره سرمایهگذاری نیز، به صفحه اصلی وبسایت رتیبا مراجعه نمایید.
