فرمولها بهعنوان یکی از انواع داراییهای نامشهود مبتنی بر فناوری، نقش کلیدی در صنایع مختلفی نظیر صنایع دارویی، غذایی، آرایشی و بهداشتی، شیمیایی، نفت و پتروشیمی ایفا میکنند. این فرمولها میتوانند منبعی برای ایجاد مزیت رقابتی، درآمدزایی قابل توجه و انحصار در بازار باشند. در نتیجه، ارزشگذاری دقیق و علمی آنها برای اهداف گزارشگری مالی، واگذاری حقوق، محاسبات مالیاتی، ادغام و تملیک، و حل دعاوی حقوقی از اهمیت زیادی برخوردار است. انتخاب روش مناسب برای ارزشگذاری فرمولها نیز به عواملی مانند ویژگیهای فنی فرمول، میزان دسترسی به اطلاعات، سطح شفافیت دادههای مالی، و هدف موردنظر ارزشگذاری بستگی دارد.
طبقهبندی فرمولها در گروه داراییهای نامشهود مبتنی بر فناوری
مطابق استاندارد بینالمللی IVS 210، بند 20-3: فرمولها ازجمله داراییهای نامشهود مبتنی بر فناوری محسوب میشوند. این گروه از داراییها شامل دانش فنی، فناوری ثبتشده یا ثبتنشده، نرمافزارهای کاربردی، پایگاههای داده، دستورالعملهای ساخت، دستورالعملهای فرایندی و همچنین الگوریتمها است. فرمولها نیز بهعنوان جزئی از این گروه، دارای قابلیت تفکیک و معامله مستقل بوده و میتوانند به اشخاص ثالث واگذار یا مجوز بهرهبرداری از آنها صادر شود.
رویکرد درآمد و ارزشگذاری فرمولها به روش سود مازاد
مطابق استاندارد بینالمللی IVS 210، بند 60-5: روش سود مازاد (Excess Earnings Method) یکی از روشهای متداول در ارزشگذاری فرمولها است، بهویژه زمانی که فرمول موردنظر نقش کلیدی در ایجاد جریانهای نقدی واحد تجاری داشته باشد. در این روش، ابتدا جریان نقدی ایجادشده به وسیله فرمول تخمین زده میشود و سپس بازده منصفانهٔ سایر داراییهای مرتبط (داراییهای مشهود و سایر داراییهای نامشهود) از آن کسر میگردد. جریان نقدی باقیمانده (سود مازاد) که فقط به فرمول نسبت داده میشود، با نرخ تنزیل مناسب به ارزش فعلی تبدیل شده و به عنوان ارزش منصفانه فرمول در نظر گرفته میشود.
رویکرد درآمد و ارزشگذاری فرمولها به روش صرف حق امتیاز
مطابق استاندارد بینالمللی IVS 210، بند 60-5: اگر برای یک فرمول بتوان نرخ فرضی حق امتیاز مشخصی استخراج کرد، روش صرف حق امتیاز (Relief from Royalty Method) روشی مناسب برای ارزشگذاری آن است. این روش براساس صرفهجویی در هزینههای حق امتیاز محاسبه میشود و این صرفهجویی به عنوان منافع اقتصادی ناشی از مالکیت فرمول در نظر گرفته میشود. برای استخراج نرخ حق امتیاز فرضی معمولاً از معاملات قابل مقایسه در صنعت و نرخهای متداول در بازار استفاده میشود.
رویکرد بها و ارزشگذاری فرمولها به روش بهای جایگزینی
مطابق استاندارد بینالمللی IVS 210، بند 70-5: در مواردی که تعیین دقیق جریان نقدی مرتبط با فرمول به دلایلی امکانپذیر نباشد، رویکرد بهای جایگزینی (Replacement Cost Method) روش مناسبی است. در این روش، هزینههای ایجاد یا توسعهٔ مجدد فرمول مشابه یا معادل، تخمین زده شده و پس از اعمال تعدیلات لازم بابت نابابی اقتصادی، فیزیکی و کارکردی بهعنوان ارزش فرمول ارائه میشود. این روش بهخصوص برای فرمولهایی که کمتر انحصاری بوده و استانداردتر هستند، کاربرد دارد.
ارزشگذاری فرمولهای کلیدی با استفاده از روش گرینفیلد
مطابق استاندارد بینالمللی IVS 210، بند 60-31: روش گرینفیلد (Greenfield Method) برای ارزشگذاری فرمولهایی مناسب است که دارایی منحصربهفرد یا اصلی واحد تجاری محسوب میشوند. در این روش، فرض بر آن است که واحد تجاری در ابتدای ارزشگذاری فقط مالک فرمول موردنظر است و سایر داراییها مانند تجهیزات، نیروی انسانی، سرمایه در گردش و دیگر عوامل تولید باید از ابتدا خریداری یا ایجاد شوند. بر این اساس، جریان نقدی فرمول در سناریوی فرضی گرینفیلد بهطور جداگانه محاسبه شده و ارزش منصفانه آن تعیین میگردد.
انتخاب رویکرد و روش مناسب برای ارزشگذاری فرمولها، وابستگی مستقیم به ماهیت فرمول و هدف از ارزشگذاری دارد. معمولاً برای فرمولهای انحصاری و دارای مزیت رقابتی پایدار، روش سود مازاد یا گرینفیلد مناسبتر است. اما برای فرمولهایی که جریان نقدی قابل تفکیک ندارند یا استاندارد و عمومی محسوب میشوند، رویکرد بها و روش بهای جایگزینی انتخاب بهتری است. در برخی موارد نیز استفاده از چند روش ارزشگذاری برای تأیید متقابل نتایج به دست آمده توصیه میشود.

برای دریافت خدمات تخصصی در حوزه ارزشگذاری داراییهای نامشهود، از صفحه اختصاصی این خدمت در رتیبا بازدید نمایید.
همچنین میتوانید مقاله راهنمای جامع ارزشگذاری داراییهای نامشهود را مطالعه نموده و با مبانی و استانداردهای ارزشگذرای این نوع داراییها آشنا شوید.
برای مشاهده سایر خدمات رتیبا در زمینه ارزیابی، ارزشگذاری و مشاوره سرمایهگذاری نیز، به صفحه اصلی وبسایت رتیبا مراجعه نمایید.
