آثار موسیقی شامل قطعات صوتی، آلبومها، کاتالوگهای ناشران و حقوق نشر و اجرا بهعنوان داراییهای نامشهود هنری طبقهبندی میشوند. ارزشگذاری این داراییها مستلزم انتخاب روشی متناسب با نوع حقوق مالکانه، مدلهای درآمدی، میزان بهرهبرداری اقتصادی و دسترسی به اطلاعات بازار است.
طبقهبندی در گروه داراییهای مبتنی بر هنر
مطابق استاندارد IVS 210، بند 20-3: آثار موسیقی در گروه داراییهای نامشهود مبتنی بر هنر جای میگیرند که شامل آثار صوتی، آهنگها، آثار ضبطشده و حقوق انتشار و اجرا میشود. داراییهای مبتنی بر هنر دارای قابلیت بهرهبرداری اقتصادی هستند و برای ارزشگذاری آنها باید مدل اقتصادی مشخص و قابلاتکایی در نظر گرفته شود تا ارزش آنها بهدرستی ارزیابی گردد.
رویکرد درآمد و روش صرف امتیاز (Relief from Royalty)
مطابق استاندارد IVS 210، بند 60-19: این روش زمانی کاربرد دارد که اثر موسیقی دارای درآمد حاصل از لیسانس باشد، مانند درآمد ناشی از پخش، فروش، استریم یا اجرای زنده. در این حالت، ارزشگذار نرخی را بهعنوان نرخ امتیاز فرضی از بازار استخراج میکند که نمایانگر حق امتیازی است که مالک باید برای بهرهبرداری از این اثر به شخص ثالث بپردازد. سپس این نرخ بر درآمد پیشبینیشده از اثر موسیقی اعمال شده و با استفاده از نرخ تنزیل متناسب، ارزش فعلی آن محاسبه میشود. نرخ تنزیل باید منعکسکننده ریسک و ویژگیهای خاص اثر موسیقی باشد تا نتیجه ارزشگذاری دقیقتر به دست آید.
رویکرد درآمد و روش سود مازاد (Excess Earnings Method)
مطابق استاندارد IVS 210، بند 60-5: این روش در ارزشگذاری کاتالوگهای بزرگ یا آلبومهای موسیقی که دارای سابقۀ درآمد مستند و قابلاتکایی هستند، کاربرد دارد. ابتدا بازده معقول سایر داراییها محاسبه میشود و سپس سود خالص باقیمانده (سود مازاد) که به آثار موسیقی منتسب است شناسایی میگردد. این سود مازاد بر اساس نرخ تنزیلی متناسب با ریسک دارایی نامشهود و عمر اقتصادی آن تنزیل شده و ارزش فعلی محاسبه میشود. این روش در ارزشگذاری آثار دارای سابقهای معتبر و طولانی بسیار مؤثر است.
رویکرد بازار (Market Approach)
مطابق استاندارد IVS 210، بند 50-4: رویکرد بازار مبتنی بر مقایسۀ معاملاتی است که در بازار برای آثار یا کاتالوگهای مشابه به وقوع پیوسته است. اگر در بازار معاملات واقعی (مثل قراردادهای واگذاری حقوق نشر یا قراردادهای فروش کاتالوگهای موسیقی) وجود داشته باشد، میتوان از این معاملات بهعنوان مبنای مقایسه استفاده کرد. ارزشگذار باید برای تفاوتهایی نظیر اندازۀ کاتالوگ، شرایط بهرهبرداری، مدتزمان قراردادها، و تفاوت در حقوق واگذارشده تعدیلات لازم را انجام دهد تا ارزشگذاری دقیقتر باشد.
رویکرد بها و روش بهای جایگزینی (Replacement Cost)
مطابق استاندارد IVS 210، بند 70-5: اگر اثر موسیقی فاقد درآمد فعلی باشد یا اطلاعات درآمدی قابلاتکا در دسترس نباشد، رویکرد بهای جایگزینی گزینه مناسبی است. در این حالت، هزینههای تولید اثر موسیقی شامل آهنگسازی، ضبط، تنظیم، و مستندسازی برآورد میشود. این برآورد با در نظر گرفتن عوامل مرتبط با نابابی هنری یا تغییرات تکنولوژی و بازار تعدیل شده تا ارزش منصفانه اثر به دست آید.
انتخاب روش مناسب باید براساس ویژگیهای خاص هر اثر موسیقی، شرایط بازار، میزان بهرهبرداری، و مستندات درآمدی موجود صورت گیرد. همچنین در صورت وجود عدم قطعیتهای قابلملاحظه، تحلیل سناریو، استفاده از مفروضات مستند و افشای محدودیتهای موجود در گزارش الزامی است تا ارزشگذاری معتبر و شفافی ارائه گردد.

برای دریافت خدمات تخصصی در حوزه ارزشگذاری داراییهای نامشهود، از صفحه اختصاصی این خدمت در رتیبا بازدید نمایید.
همچنین میتوانید مقاله راهنمای جامع ارزشگذاری داراییهای نامشهود را مطالعه نموده و با مبانی و استانداردهای ارزشگذرای این نوع داراییها آشنا شوید.
برای مشاهده سایر خدمات رتیبا در زمینه ارزیابی، ارزشگذاری و مشاوره سرمایهگذاری نیز، به صفحه اصلی وبسایت رتیبا مراجعه نمایید.
