تعیین ارزش داراییهای نامشهود، از جمله آثار موسیقی، مستلزم بررسی دقیق پارامترهایی است که توانایی این داراییها را در ایجاد درآمد، حفظ حقوق مالکانه و تضمین پایداری اقتصادی نشان میدهد. برای دستیابی به ارزش دقیق یک اثر موسیقی باید ضمن تحلیل دادههای بازار، شرایط قراردادهای موجود و ویژگیهای خاص اثر، به انتخاب و برآورد این پارامترها پرداخت.
درآمد منتسب به اثر موسیقی
مطابق استاندارد IVS 210، بند 60-11: درآمد منتسب به یک اثر موسیقی شامل مجموع درآمدهای ناشی از فروش نسخههای فیزیکی یا دیجیتال، پخش در سرویسهای استریمینگ، حق پخش رادیویی و تلویزیونی، اجرای زنده و درآمد حاصل از لیسانس تبلیغاتی است. برای پیشبینی درآمدهای آتی این جریانها، استفاده از دادههای تاریخی، روندهای موجود در بازار و شرایط قراردادهای جاری ضروری است.
نرخ امتیاز فرضی (Relief from Royalty Rate)
مطابق استاندارد IVS 210، بند 60-19: در این روش، ارزش اثر موسیقی بر اساس نرخ فرضی حق امتیازی که برای بهرهبرداری از آن پرداخت میشود محاسبه میگردد. تعیین این نرخ مستلزم بررسی قراردادهای مشابه در صنعت موسیقی، تحلیل شرایط رقابتی و اطلاعات دریافتی از منابع معتبر بازار است. همچنین باید شرایط و ویژگیهای خاص اثر مورد ارزشگذاری در نرخ نهایی تعدیل شود تا به نرخی دقیقتر و منصفانهتر دست یابیم.
هزینه تولید و توزیع اثر
مطابق استاندارد IVS 210، بند 70-5: در صورتی که ارزشگذاری بر مبنای روش هزینه جایگزینی صورت گیرد، تمامی هزینههای آهنگسازی، تنظیم، ضبط، مسترینگ، بازاریابی و توزیع اثر باید مستند شده و بهدقت برآورد شوند. برای آثار موسیقی که تولید شده اما هنوز منتشر نشدهاند، این پارامتر نقشی کلیدی و تعیینکننده در ارزشگذاری دارد.
عمر اقتصادی اثر موسیقی
مطابق استاندارد IVS 210، بند 100-1: عمر اقتصادی یک اثر موسیقی به مدت زمانی اشاره دارد که آن اثر توانایی ایجاد درآمد یا منافع اقتصادی را دارد. عمر اقتصادی آثار موسیقی ممکن است بسیار کمتر از عمر حقوقی کپیرایت باشد و عواملی مانند نوع ژانر، سبک موسیقی، تاریخ انتشار اثر، مخاطب هدف و بررسی آثار مشابه در تعیین این عمر اقتصادی اثرگذار است.
نرخ رشد درآمد (در صورت پخش استریم یا تدریجی)
مطابق استاندارد IVS 210، بند 60-18: در ارزشگذاری آثاری که در طول زمان با افزایش مخاطب یا اضافهشدن به پلتفرمهای جدید روبهرو هستند، تعیین نرخ رشد درآمد یک پارامتر کلیدی است. این نرخ باید مبتنی بر تحلیل دقیق دادههای تاریخی و شرایط بازار فعلی و پیشبینی تغییرات آتی در روند استفاده مخاطبان از موسیقی تعیین شود.
نرخ تنزیل (Discount Rate)
مطابق استاندارد IVS 210، بند 90-2: نرخ تنزیل باید منعکسکنندهٔ میزان ریسکهای موجود در صنعت موسیقی، نوسانات درآمدی، فضای رقابتی بین سبکها و ژانرها، رفتار مخاطبان، میزان اعتبار حقوق مالکانه و بهرهبرداری از اثر باشد. نرخ تنزیل را میتوان با استفاده از نرخ میانگین موزون هزینه سرمایه (WACC) یا نرخ بازده مورد انتظار سرمایهگذاران برآورد نمود.
پارامترهای کلیدی فوق باید بهصورت مستند و معتبر، با بهرهگیری از مدارک حقوقی، تحلیل دادههای درآمدی، بررسی روندهای موجود در بازار موسیقی و شفافیت در ارائه مفروضات ارزیابی شوند. در شرایطی که دادههای کافی برای تعیین دقیق برخی از پارامترها در دسترس نیست، تحلیل سناریوهای مختلف و بیان شفاف مفروضات ارزشگذاری امری ضروری است.

برای دریافت خدمات تخصصی در حوزه ارزشگذاری داراییهای نامشهود، از صفحه اختصاصی این خدمت در رتیبا بازدید نمایید.
همچنین میتوانید مقاله راهنمای جامع ارزشگذاری داراییهای نامشهود را مطالعه نموده و با مبانی و استانداردهای ارزشگذرای این نوع داراییها آشنا شوید.
برای مشاهده سایر خدمات رتیبا در زمینه ارزیابی، ارزشگذاری و مشاوره سرمایهگذاری نیز، به صفحه اصلی وبسایت رتیبا مراجعه نمایید.
