حقوق تکثیر و نشر یا کپیرایت بهویژه در صنایعی مانند نشر، رسانه، نرمافزار، آموزش، موسیقی و بازیهای رایانهای از مهمترین داراییهای نامشهود محسوب میشوند. تعیین ارزش منصفانه و مناسب برای این دسته از داراییها نیازمند انتخاب رویکرد و روشهای معتبر و استاندارد است. این انتخاب بستگی به عواملی چون نوع بهرهبرداری از اثر، مدل درآمدی، و دسترسی به دادههای کافی از بازار دارد.
طبقهبندی در گروه داراییهای مبتنی بر هنر یا فناوری
مطابق استاندارد 210 ارزشگذاری (دارایی نامشهود)، بند 3-20: داراییهای نامشهود با توجه به ماهیت و ویژگی خاصشان در طبقهبندیهای گوناگون قرار میگیرند. کپیرایت در زمرۀ داراییهای مبتنی بر هنر یا فناوری دستهبندی میشود. برای مثال، نرمافزارهای دارای کپیرایت، عموماً در گروه فناوری، و آثار ادبی و هنری و رسانهای در گروه هنر قرار دارند. این تفکیک، روش ارزشگذاری و شاخصهای مورد استفاده را تحت تأثیر قرار میدهد و بر اساس این طبقهبندی، دادهها و منابع مقایسهای مناسب انتخاب میشوند.
رویکرد درآمد و روش صرف امتیاز
مطابق استاندارد 210 ارزشگذاری (دارایی نامشهود)، بند 19-60: اگر دارایی نامشهود موضوع واگذاری حق بهرهبرداری یا فروش باشد، میتوان ارزش آن را بر اساس صرفهجویی ناشی از عدم پرداخت حق امتیاز به اشخاص ثالث ارزیابی کرد. به این معنی که مالک اثر به جای پرداخت هزینه برای استفاده از اثری مشابه، از مالکیت کپیرایت خود بهره میبرد. نرخ حق امتیاز (Royalty Rate) عموماً از منابع معتبر بازار یا قراردادهای مشابه استخراج میشود. برای مثال، اگر برای نرمافزاری مشابه نرخ حق امتیاز مشخصی تعیین شده باشد، میتوان از همان نرخ برای نرمافزار مورد ارزشگذاری استفاده کرد.
رویکرد درآمد و روش سود مازاد
مطابق استاندارد 210 ارزشگذاری (دارایی نامشهود)، بند 5-60: در حالتی که کپیرایت نقش مؤثری در تولید مستقیم جریان درآمدی و سود دارد (مانند یک نرمافزار یا کتاب پرفروش)، از روش سود مازاد استفاده میشود. در این روش، ابتدا ارزش سایر داراییهای مشهود و نامشهود کسبوکار بهصورت مجزا تعیین و سهم آنها از سود کسر میشود. سپس سود اضافی باقیمانده، منتسب به دارایی نامشهود (کپیرایت) در نظر گرفته میشود و با نرخ تنزیل مناسب محاسبه میگردد. این نرخ تنزیل، بازتابدهندۀ ریسک خاص مرتبط با کپیرایت و پیشبینیپذیری جریانهای نقدی آن است.
رویکرد بازار
مطابق استاندارد 210 ارزشگذاری (دارایی نامشهود)، بند 4-50: رویکرد بازار زمانی استفاده میشود که برای کپیرایت مورد نظر، بازار فعال یا معاملات مقایسهای وجود داشته باشد. در این حالت، ارزشگذاری از طریق مقایسۀ کپیرایت مورد نظر با موارد مشابه انجامشده در بازار صورت میگیرد. مثلاً حقوق فیلمها یا کاتالوگهای موسیقی معمولاً دارای بازار فعالی هستند. البته استفاده از این روش به دسترسی به دادههای مقایسهای معتبر و کافی وابسته است و اگر این دادهها محدود باشند، کاربرد این روش نیز محدود خواهد بود.
رویکرد بها و روش بهای جایگزینی
مطابق استاندارد 210 ارزشگذاری (دارایی نامشهود)، بند 5-70: زمانی که کپیرایت در حال حاضر مورد بهرهبرداری قرار نگرفته باشد یا جریان درآمدی خاصی تولید نکند، رویکرد بهای جایگزینی مناسب است. در این روش، ارزش کپیرایت بر اساس مجموع هزینههای انجامشده برای ایجاد و توسعه آن (مثل تحقیق و نگارش و تولید) محاسبه میشود. این ارزش با در نظر گرفتن استهلاک احتمالی و نابابی دارایی تعدیل میگردد. برای مثال، برای یک نرمافزار بدون درآمد جاری، ارزش کپیرایت بر مبنای هزینههای تحقیق و توسعۀ انجامشده تعیین خواهد شد.
انتخاب روش ارزشگذاری مناسب، بستگی مستقیم به ماهیت کپیرایت، مدل درآمدی، عمر مفید، دسترسی به دادههای بازار و مستندات مرتبط با مالکیت اثر دارد. معمولاً برای داراییهایی با درآمد مستمر و فعال از رویکرد درآمد، و برای داراییهای آرشیوی یا کمتر فعال از رویکرد بها یا بازار استفاده میشود. رعایت دقیق استانداردهای ارزشگذاری و تهیۀ مستندات کافی، جهت صحّت و دقّت تحلیلها ضروری است.

برای دریافت خدمات تخصصی در حوزه ارزشگذاری داراییهای نامشهود، از صفحه اختصاصی این خدمت در رتیبا بازدید نمایید.
همچنین میتوانید مقاله راهنمای جامع ارزشگذاری داراییهای نامشهود را مطالعه نموده و با مبانی و استانداردهای ارزشگذرای این نوع داراییها آشنا شوید.
برای مشاهده سایر خدمات رتیبا در زمینه ارزیابی، ارزشگذاری و مشاوره سرمایهگذاری نیز، به صفحه اصلی وبسایت رتیبا مراجعه نمایید.
