پروانهها و امتیازهای اعطاشده از سوی دولت یا نهادهای عمومی، مانند مجوز فعالیت انحصاری، امتیاز مخابراتی یا مجوز تاکسیرانی، جزو داراییهای نامشهود قراردادی به شمار میروند که دارای ارزش اقتصادی قابلتوجهی هستند و در موارد بسیاری نقش حیاتی در کسبوکار ایفا میکنند. ارزش این نوع داراییها به شرایط صدور پروانه، طول دوره اعتبار و میزان محدودیت ایجادشده برای رقبا وابسته است.
برای ارزشگذاری پروانهها، سه رویکرد اصلی وجود دارد که مطابق استاندارد 210 ارزشگذاری داراییهای نامشهود مورد تأیید قرار گرفتهاند:
رویکرد درآمدی با استفاده از جریانهای نقدی آتی
مطابق استاندارد 210، بند 3-60: در این رویکرد، منافع اقتصادی آینده که ناشی از بهرهبرداری انحصاری یا محدود از پروانه است، پیشبینی شده و سپس با استفاده از نرخ تنزیل متناسب با ریسک دارایی به ارزش فعلی تبدیل میشوند. یکی از روشهای متداول در این رویکرد، روش «سود مازاد» (Excess Earnings Method) است. در این روش، سود اضافی ناشی از در اختیار داشتن پروانه نسبت به حالت عدم وجود آن محاسبه شده و سپس ارزش فعلی آن تعیین میشود. بهعنوان مثال، در ارزشگذاری امتیاز انحصاری توزیع محصولات یک شرکت، سود اضافی ناشی از این انحصار، محاسبه و مبنای ارزشگذاری قرار میگیرد.
رویکرد رهایی از حق امتیاز (Relief from Royalty Method)
مطابق استاندارد 210، بند 18-60: در این روش، ارزش پروانه از طریق تخمین مبلغی که در صورت عدم وجود مجوز، دارنده پروانه باید به مالک پروانه پرداخت میکرد (حق امتیاز فرضی) تعیین میشود. به عبارت دیگر، اگر شرکت این پروانه را در اختیار نداشت، مجبور بود برای استفاده از آن به یک نهاد دیگر حق امتیاز بپردازد. در نتیجه، مبلغی که پرداخت آن از سوی شرکت ضرورت ندارد بهعنوان ارزش پروانه محاسبه میشود. این روش برای پروانههایی که حق امتیاز استانداردی دارند مانند حق پخش یا حق لیسانس فناوری بسیار مناسب است.
رویکرد بازار بر اساس معاملات یا مزایدههای مشابه
مطابق استاندارد 210، بند 5-50: اگر پروانههای مشابه قبلاً در بازار خریدوفروش شده یا در مزایدههای عمومی قیمتگذاری شده باشند، میتوان با استفاده از اطلاعات موجود، ارزش دارایی را تخمین زد. در این رویکرد، معاملات مشابه به عنوان مبنایی برای تعیین ارزش در نظر گرفته میشوند و تعدیلاتی برای تفاوتها، از جمله مدت اعتبار پروانه، حجم بازار تحت پوشش و سطح انحصار انجام میشود. این روش زمانی مؤثر است که بازار فعالی برای پروانههای مشابه وجود داشته باشد.
رویکرد بهای جایگزینی یا تمدید پروانه
مطابق استاندارد 210، بند 1-70: زمانی که امکان پیشبینی جریان درآمدی به صورت واضح وجود ندارد یا پروانه هنوز در مرحله پیشعملیاتی است، رویکرد هزینهای و بهای جایگزینی مناسبترین مبنای ارزشگذاری خواهد بود. این رویکرد، مبتنی بر برآورد هزینه دریافت یا تمدید مجدد قانونی پروانه است و تمام هزینههای مرتبط با تمدید یا اخذ دوباره پروانه مانند هزینههای قانونی، مشاورهای و اداری لحاظ میشوند.
در عمل، انتخاب هر یک از این رویکردها وابسته به اطلاعات موجود، هدف از ارزشگذاری و ویژگیهای خاص دارایی خواهد بود و باید با در نظر گرفتن شرایط مشخص و مستندات کافی صورت گیرد. در هر صورت، نتایج به دست آمده باید در گزارش ارزشگذاری مستند و مطابق با الزامات استاندارد IVS 210 ارائه شوند.

برای دریافت خدمات تخصصی در حوزه ارزشگذاری داراییهای نامشهود، از صفحه اختصاصی این خدمت در رتیبا بازدید نمایید.
همچنین میتوانید مقاله راهنمای جامع ارزشگذاری داراییهای نامشهود را مطالعه نموده و با مبانی و استانداردهای ارزشگذرای این نوع داراییها آشنا شوید.
برای مشاهده سایر خدمات رتیبا در زمینه ارزیابی، ارزشگذاری و مشاوره سرمایهگذاری نیز، به صفحه اصلی وبسایت رتیبا مراجعه نمایید.
