فیلمها بهعنوان داراییهای نامشهود هنری و رسانهای، ظرفیت چشمگیری برای تولید جریانهای نقدی پایدار و قابلتوجه دارند. ارزشگذاری صحیح فیلمها، چه در مرحله تولید باشند و چه در مرحله تجاریسازی یا بهرهبرداری، مستلزم انتخاب روش و رویکرد مناسب است. رویکرد انتخابی باید مبتنی بر مدل درآمدی فیلم، میزان و نوع حقوق بهرهبرداری از اثر و همچنین دادههای مالی و تجاری موجود باشد.
فیلمها به عنوان دارایی نامشهود در گروه داراییهای مبتنی بر هنر طبقهبندی میشوند
مطابق استاندارد IVS 210، بند 20-3: داراییهای هنری شامل آثار نمایشی، صوتیتصویری، چندرسانهای و سایر محتوای خلاقانه هستند که منحصراً قابل بهرهبرداری بوده و ارزش آنها به منافع مالی و اقتصادی آتی حاصل از مالکیت و کنترل آنها بستگی دارد. در ارزشگذاری فیلمها به عنوان دارایی هنری، انحصار بهرهبرداری و قابلیت تجاریسازی و درآمدزایی اثر اهمیت دارد.
رویکرد درآمد و روش سود مازاد (Excess Earnings Method)
مطابق استاندارد IVS 210، بند 60-5: این روش برای ارزشگذاری فیلمهای منتشرشده و دارای سابقۀ فروش و درآمد مناسب مناسب است. در روش سود مازاد، جریان نقدی قابل انتساب به فیلم پس از کسر بازده لازم برای سایر داراییهای مکمل (مانند برند یا پلتفرم توزیع و پخش) محاسبه میشود و سپس این جریانهای نقدی با نرخ تنزیل مناسب به ارزش حال تبدیل میشود. به عنوان مثال، اگر فیلمی در پلتفرمهای پخش همچون نتفلیکس یا فیلیمو منتشر شده باشد، جریان نقدی آتی آن، پس از کسر بازده داراییهایی مانند برند این پلتفرمها، در ارزشگذاری فیلم لحاظ خواهد شد.
رویکرد درآمد و روش صرف امتیاز (Relief from Royalty Method)
مطابق استاندارد IVS 210، بند 60-19: این روش به ویژه برای فیلمهایی مناسب است که قابلیت کسب درآمد از محل لیسانسدهی و امتیاز بهرهبرداری دارند. ارزش فیلم از طریق نرخ امتیاز فرضی که از منابع قابل اتکا و قراردادهای مشابه استخراج شده و درصدی از درآمد کل ناشی از پخش یا بهرهبرداری فیلم را شامل میشود، محاسبه خواهد شد. برای مثال، اگر فیلمی قابلیت پخش چندباره در تلویزیون یا پلتفرمهای استریم را دارد، نرخ امتیاز برای آن بهگونهای تعیین میشود که منعکسکنندۀ درآمد حاصل از مجوز پخش این فیلم باشد.
رویکرد بازار (Market Approach)
مطابق استاندارد IVS 210، بند 50-4: این روش مبتنی بر دادههای مقایسهای از بازار است. برای ارزشگذاری یک فیلم، ارزش فیلمهای مشابه و نزدیک به آن از نظر ژانر، بودجه تولید، عوامل سازنده، پلتفرم پخش و میزان استقبال مخاطبان مقایسه شده و با تعدیلات لازم، ارزش فیلم تعیین میشود. چالش اصلی در این روش کمبود دادههای شفاف و دقیق و نیاز به تعدیل برای شرایط خاص بازار و فیلم است.
رویکرد بها و روش بهای جایگزینی (Replacement Cost Method)
مطابق استاندارد IVS 210، بند 70-5: روش بهای جایگزینی برای فیلمهای تولیدشدهای مناسب است که هنوز اکران نشده یا فاقد سابقۀ درآمدی مشخص هستند. در این روش، برآوردی از هزینههای مورد نیاز برای تولید مجدد فیلم (مانند دستمزد بازیگران و عوامل، تجهیزات فیلمبرداری و هزینههای لوکیشن) انجام شده و سپس بابت نابابی هنری یا اقتصادی تعدیل میگردد.
در مجموع، انتخاب رویکرد و روش مناسب برای ارزشگذاری فیلمها به نوع اثر، مرحلۀ تجاریسازی و بهرهبرداری و میزان دادههای موجود بستگی دارد. از سوی دیگر، تهیه مستندات دقیق و کافی در خصوص هزینهها، درآمدها، قراردادهای توزیع و پخش و همچنین حقوق مالکیت فکری و بهرهبرداری برای ارزیابی دقیق ارزش فیلم ضروری است. در شرایطی که دادههای دقیق و قطعی موجود نباشد، تحلیل حساسیت و ارائه سناریوهای جایگزین به عنوان بخشی ضروری از فرایند ارزشگذاری مطرح است.

برای دریافت خدمات تخصصی در حوزه ارزشگذاری داراییهای نامشهود، از صفحه اختصاصی این خدمت در رتیبا بازدید نمایید.
همچنین میتوانید مقاله راهنمای جامع ارزشگذاری داراییهای نامشهود را مطالعه نموده و با مبانی و استانداردهای ارزشگذرای این نوع داراییها آشنا شوید.
برای مشاهده سایر خدمات رتیبا در زمینه ارزیابی، ارزشگذاری و مشاوره سرمایهگذاری نیز، به صفحه اصلی وبسایت رتیبا مراجعه نمایید.
