چالش‌های ارزش‌ گذاری دارایی‌های نامشهود در کسب‌وکارهای فناور، از نگاه تریویس کلنیک

گروه تحریریۀ شرکت راهبران سرمایۀ هوشمند
چالش‌های ارزش‌ گذاری دارایی‌های نامشهود در کسب‌وکارهای فناور، از نگاه تریویس کلنیک

دارایی‌های نامشهودی نظیر برند، سرمایۀ انسانی، دانش فنی و حقوق مالکیت فکری، امروزه بیش از هر زمان دیگری در تعیین ارزش واقعی شرکت‌های فناور نقش دارند. هرچند در ترازنامه‌ها به‌گونه‌ای ملموس دیده نمی‌شوند، اما بخش وسیعی از قدرت رقابتی و قابلیت نوآوری شرکت‌های بزرگ را شکل می‌دهند. درعین‌حال، به دلیل سرعت بالای تحولات تکنولوژی و عدم وجود استانداردهای جامع ارزیابی، ارزش‌گذاری این دارایی‌های پنهان با چالش‌های مهمی روبه‌رو است. برای مدیران و سرمایه‌گذاران، همواره این پرسش مطرح بوده است که چطور می‌توان دارایی‌هایی را که عینیت فیزیکی ندارند، اما برای آیندۀ کسب‌وکار حیاتی‌اند، به شکلی دقیق و منطقی سنجید؟

در میان تجربه‌های فراوان دنیای فناوری، تریویس کلنیک (Travis Kalanick) به‌عنوان یکی از نام‌های مطرح شناخته می‌شود. او بنیان‌گذار و مدیرعامل پیشین اوبر (Uber) بود و در مدت فعالیت خود، توانست رویکردی نوآورانه در حوزۀ حمل‌ونقل اشتراکی و اقتصاد پلتفرمی ارائه دهد. دستاوردهای او صرفاً به توسعۀ یک استارتاپ موفق ختم نشد، بلکه دیدگاه‌هایش دربارۀ ارزش‌گذاری دارایی‌های نامشهود نیز درخور توجه است.

دیدگاه‌های تریویس کلنیک درباره چالش‌های ارزش‌گذاری دارایی‌های نامشهود کسب‌وکارهای فناور

آنچه در ادامه می‌خوانید، با اتکا به بخش‌هایی از مصاحبه‌ها، یادداشت‌ها و گفته‌های تریویس کلنیک، در مورد چالش‌های موجود در ارزشگذاری دارایی‌های نامشهود است.

انعطاف‌پذیری در روش‌های ارزش‌گذاری

کلنیک بر این باور است که دارایی‌های نامشهود مانند برند، فرهنگ‌سازمانی یا فناوری اختصاصی به دلیل تغییرات مداوم بازار، اگر صرفاً با مدل‌های سنتی ثابت مورد ارزیابی قرار گیرند، نتیجه‌ای غیرواقعی به دست می‌آید. او پیشنهاد می‌کند از مدل‌های پویای ارزش‌گذاری استفاده شود که متناسب با سرعت پیشرفت فناوری و تحولات بازار، به‌صورت دوره‌ای به‌روز شود. به‌عنوان‌مثال، ارزش برند اوبر طی چند سال از یک استارتاپ محلی به نامی جهانی تبدیل شد و نمی‌توانست در قالب مدل‌هایی سنجیده شود که تنها بر داده‌های تاریخی تکیه دارند.

ضرورت بهره‌گیری از داده‌های میدانی و کیفی

کلنیک بر ضرورت درنظرگرفتن داده‌های کیفی در کنار شاخص‌های کمی تأکید دارد. هرچند اطلاعاتی نظیر تعداد کاربران فعال یا درآمد حاصل از یک اختراع برای ارزش‌گذاری مهم هستند، اما کافی نیستند. او به تجربۀ اوبر اشاره می‌کند که چگونه معیارهایی مثل تجربۀ کاربر، رضایت رانندگان و وفاداری مشتری، گاه بیش از آمار فروش و تعداد سفرهای روزانه، ارزش واقعی کسب‌وکار را نشان می‌دادند. به باور او، این داده‌های کیفی به‌ویژه در دوران پرابهام، نقش مهمی در تضمین بقا و رشد استارتاپ دارند و باید در ارزش‌گذاری گنجانده شوند.

مقابله با عدم قطعیت‌های بازار و مدیریت ریسک

یکی از نکات کلیدی در تفکرات کلنیک، اذعان به‌سرعت تغییر در فضای رقابتی کسب‌وکارهای فناور است. او هشدار می‌دهد که یک نوآوری می‌تواند در عرض چند ماه از رواج بیفتد و ارزش خود را از دست بدهد؛ بنابراین، ریسک منسوخ‌شدن دارایی‌های نامشهود بسیار بالا است. راهکاری که او پیشنهاد می‌دهد، استفاده از سنجش مداوم ریسک در فرایند ارزش‌گذاری است. برای مثال، اوبر با تشکیل تیم‌های ویژه تحلیل بازار، همواره واکنش‌های احتمالی به حضور رقبا یا تغییرات قوانین را بررسی می‌کرد و ارزش دارایی‌های نامشهودی نظیر فناوری مسیریابی یا ساختار الگوریتمی قیمت‌گذاری را تحت سناریوهای مختلف مورد بازنگری قرار می‌داد.

تأثیر هم‌افزایی میان دارایی‌های نامشهود

کلنیک تأکید می‌کند که دارایی‌های نامشهود باید به‌صورت یکپارچه و هم‌افزا در نظر گرفته شوند. اگر فناوری نوآورانه، برند قوی و فرهنگ‌سازمانی پویا در کنار هم قرار بگیرند، ارزشی خلق می‌شود که فراتر از مجموع ارزش تک‌تک آن‌هاست. در مثال اوبر، تکنولوژی هوش مصنوعی برای مسیریابی و برند جهانی، ترکیبی قدرتمند ساخت که تجربۀ کاربری متمایزی پدید آورد. به همین دلیل، در ارزش‌گذاری نیز بهتر است این تأثیرات متقابل را در نظر گرفت و صرفاً به محاسبه جداگانه هر بخش اکتفا نکرد.

فرهنگ‌سازمانی؛ محافظ نوآوری و خلاقیت

کلنیک باور دارد که فرهنگ‌سازمانی ظاهراً انتزاعی است، اما وزنه‌ای سنگین در ارزش‌گذاری نهایی شرکت‌های فناور به شمار می‌رود. زیرا بدون فرهنگی که از خلاقیت، سرعت عمل و ایده‌پردازی حمایت کند، اکثر ابتکارات فناورانه به نتیجه نمی‌رسند. او در تجربۀ شخصی‌اش در اوبر اشاره کرد که فراهم بودن فرصت بیان ایده برای همه کارمندان، نقش چشمگیری در پیشبرد نوآوری و ارزش‌آفرینی داشته است؛ بنابراین، او توصیه می‌کند که در ارزیابی ارزش دارایی‌های نامشهود، شاخص‌های مرتبط باکیفیت و پویایی فرهنگ‌سازمانی را نیز مدنظر داشته باشند.

شناسایی دارایی‌های نامشهود پنهان

به گفته کلنیک، نباید تنها به دارایی‌های نامشهود شناخته‌شده‌ای مانند برند یا پتنت بسنده کرد. عوامل دیگری مانند تجربۀ انباشته تیم‌های ارشد، شبکۀ ارتباطی منحصربه‌فرد با نهادهای بیرونی یا الگوریتم‌های سفارشی‌سازی شده داخلی نیز ممکن است ارزش قابل‌توجهی داشته باشند. بسیاری از شرکت‌ها از این دارایی‌های بالقوه غافل می‌شوند، درحالی‌که در شرایط خاص، می‌توانند سکوی پرتابی در رقابت بازار شوند. ازاین‌رو، کلنیک پیشنهاد می‌دهد برای شناسایی این منابع پنهان، فهرستی جامع تهیه شود و به‌صورت دوره‌ای تمام اجزای آن ارزیابی شوند.

نقش زیرساخت‌های تحلیلی در ارزیابی دارایی‌های نامشهود

کلنیک در مصاحبه‌هایش بارها به اهمیت زیرساخت‌های تحلیلی پیشرفته در شناسایی ارزش واقعی دارایی‌های نامشهود اشاره کرده است. او تجربۀ اوبر را مثال می‌زند که چگونه با استفاده از فناوری‌های کلان‌داده (Big Data) و هوش مصنوعی، شاخص‌هایی همچون «کیفیت سفر»، «زمان انتظار» و «رضایت رانندگان» را به‌صورت بلادرنگ پایش می‌کرد. تحلیل ترکیبی این داده‌ها، تصویر روشن‌تری از ارزش واقعی پلتفرم و تجربۀ کاربران ارائه می‌داد. او توصیه می‌کند شرکت‌های فناور برای ارزش‌گذاری دارایی‌های نامشهود خود، هم به ابزارهای نرم‌افزاری تحلیلی و هم به متخصصانی مسلط به علم داده مجهز شوند تا ارزیابی کمی و کیفی را هم‌زمان پیش ببرند.

اگر قصد دارید درک بهتری از نحوه ارزش‌گذاری دارایی‌های نامشهود داشته باشید، می‌توانید به راهنمای جامع ارزش‌گذاری دارایی‌های نامشهود مراجعه کنید.

چرا امروز وقت ارزش‌گذاری نوآوری‌هاست؟ راه‌حل رتیبا برای کسب‌وکارهای فناور

در این مطلب، تلاش کردیم باتکیه‌بر تجربه‌های تریویس کلنیک، بخشی از چالش‌های ارزش‌گذاری دارایی‌های نامشهود در کسب‌وکارهای فناور را روشن کنیم. همان‌طور که دیدیم، سرعت تحولات و ماهیت رقابتی بازار فناوری، مدل‌های ثابت و سنتی را در این حوزه ناکارآمد می‌سازد. همچنین توجه صرف به داده‌های کمی، نمی‌تواند ارزش نهفته در دارایی‌هایی همچون فرهنگ‌سازمانی یا تجربۀ کاربر را منعکس کند. ترکیب مدل‌های انعطاف‌پذیر، تحلیل کیفی و کمی، توجه به هم‌افزایی میان دارایی‌ها و مدیریت سنجیده ریسک، همگی عواملی‌اند که در شکل‌گیری یک ارزش‌گذاری واقع‌بینانه‌تر نقش دارند.

ما در رتیبا باتکیه‌بر دانش مالی و تخصص در حوزۀ نوآوری، تلاش می‌کنیم این مسیر پیچیده را برای شرکت‌های فناور هموارتر کنیم. از ارزیابی دقیق پتنت‌ها یا الگوریتم‌های اختصاصی تا سنجش کیفی فرهنگ‌سازمانی، در کنار مدیران و بنیان‌گذاران هستیم تا با نگرشی ۳۶۰ درجه، تصویری شفاف از سرمایه نامشهود کسب‌وکار ارائه شود. این رویکرد، در کنار افزایش اعتماد سرمایه‌گذاران، به رشد پایدار و مقاوم‌تر در برابر تغییرات شتابان بازار فناوری منجر خواهد شد.

دسته‌بندی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *