با شتاب گرفتن تحولات دنیای فناوری و تغییر مداوم بازارها، ارزش گذاری داراییهای نامشهود در شرکتهای فناور دشواری بیشتری نسبت به قبل پیدا کرده است. در این شرایط، دیگر نمیتوان مانند گذشته تنها به ماشینآلات یا تجهیزات فیزیکی برای تعیین ارزش یک شرکت استناد کرد. مواردی نظیر دانش تخصصی، حق اختراع، برند، شبکۀ ارتباط با مشتریان و حتی فرهنگسازمانی، حالا بخش عمدهای از داراییهای یک کسبوکار فناور را تشکیل میدهند. پیچیدگی این کار از آنجا ناشی میشود که تغییرات سریع فناوری و رفتار پویا و غیرقابلپیشبینی بازار، هرگونه مدل سنتی را به چالش میکشد. در نتیجه، شیوههای روزآمد برای ارزشگذاری این داراییهای غیرملموس ضروری شده است.
دیدگاههای ریچارد برنسون در ارزشگذاری داراییهای نامشهود
در این فضای متغیر، یکی از افرادی که تجربیات گسترده در سرمایهگذاری و کارآفرینی دارد و همواره بر اهمیت خلاقیت در کسبوکار تأکید کرده، ریچارد برنسون (Richard Branson) است. او بنیانگذار گروه ویرجین (Virgin Group) و از شناختهشدهترین کارآفرینان دنیا به شمار میرود. تجربۀ توسعۀ دهها کسبوکار در حوزههای گوناگون از خطوط هوایی و گردشگری گرفته تا رسانه، موسیقی و خدمات مالی، نشان میدهد برنسون هرگز از توجه به داراییهای غیرملموس مانند برند و فرهنگسازمانی غافل نشده است. در ادامه، نگاهی تحلیلی به هفت مورد از دیدگاههای او درباره دشواری ارزشگذاری این نوع داراییها در شرکتهای فناور خواهیم داشت.
برای درک بهتر به راهنمای جامع ارزش گذاری داراییهای نامشهود، مراجعه کنید.
توجه همزمان به ارزش احساسی و عینی
برنسون تأکید میکند که داراییهایی نظیر برند یا تجربۀ کاربری، صرفاً جنبۀ مالی ندارند و با احساسات و ادراک مشتریان پیوند خوردهاند؛ بنابراین، استناد صرف به صورتهای مالی برای سنجش این ارزشها کافی نیست. برای مثال، در شرکتهای هواپیمایی موفق، نه فقط تعداد هواپیما بلکه احساس امنیت و تجربۀ مسافر هنگام پرواز نیز نقش کلیدی ایفا میکند و اندازهگیری این جنبههای احساسی با ابزارهای سنتی دشوار است. راهکار پیشنهادی در چنین شرایطی، ترکیب تحلیل صورتهای مالی با نظرسنجیهای مشتریان و بررسی دادههای کیفی برای دستیابی به برآوردی واقعبینانهتر از ارزش نامشهود است.
سهم برند شخصی و مدیران در ارزش نهایی
به باور برنسون، در شرکتهای فناور میان هویت مدیران ارشد و ارزش برند پیوند نزدیکی وجود دارد. چهرههای شاخصی مانند ایلان ماسک یا استیو جابز، گاه ارزش شرکت را فراتر از دادههای ترازنامه میبرند. شخصیت مدیرعامل میتواند بهعنوان مزیت رقابتی در مراحل اولیۀ کسبوکار، سرمایهگذاران را جذب کند. اما وابستگی زیاد به شخص مدیرعامل، میتواند ارزش بخشی از دارایی نامشهود را با ترک مدیر یا تغییر ساختار سازمانی در معرض تهدید قرار دهد.
پیچیدگی نوآوریهای فناورانه
برنسون معتقد است نوآوریهای فناوری همیشه در ظاهر شرکت نمایان نیستند. زیرساختهای فنی و اختراعات ثبتشده تنها بخشی از ارزش را نشان میدهند؛ بخش مهمی از دانش و تجربه در قالب تیم فنی و دانش درونسازمانی پنهان باقی میماند. تحلیلگران با مصاحبههای عمیق و ارزیابی کیفی از ظرفیت رشد و ایدهپردازی تیم فنی، تصویر دقیقتری از ارزش نهفته در نوآوریها به دست آورند.
سرعت تغییر و فرار بودن ارزش در صنعت فناوری
یکی از موانع مهم در ارزشگذاری داراییهای نامشهود، سرعت تحول در عرصۀ فناوری است. ممکن است یک شبکۀ اجتماعی یا پلتفرم دیجیتال در مدتی کوتاه رشد انفجاری داشته باشد؛ اما با ورود یک رقیب خلاقتر، دچار افت ارزش چشمگیری شود. در چنین شرایطی، استفاده از سناریونویسی در مدل ارزشگذاری؛ بهجای تکیه بر یک سناریو، ترسیم وضعیتهای خوشبینانه، بدبینانه و متوسط میتواند شناخت ریسکهای احتمالی را واقعبینانهتر کند.
دشواری حفظ فرهنگسازمانی در رشد سریع
برنسون میگوید یکی از عوامل نامشهود ولی پراهمیت، فرهنگسازمانی است که در صورت رشد سریع شرکت، حفظ آن دشوارتر میشود. اما آیا میتوان تعلق خاطر و انگیزۀ کارکنان را با فرمولی عددی محاسبه کرد؟ راهکار برنسون استفاده از ملاکهایی چون نرخ ماندگاری کارکنان، مشارکت در تصمیمگیری و رضایت شغلی برای سنجش نسبی سرمایۀ فرهنگی است. این شاخصها اغلب در ارزشگذاریهای سنتی چندان مورد توجه قرار نمیگیرند و میتوانند مشکلاتی ایجاد کنند.
اهمیت شفافیت و قصهگویی مالی
برنسون تأکید دارد که بخش عمدهای از ارزش داراییهای نامشهود در قالب اعداد مالی به چشم نمیآید، بلکه در روایت و پشتوانههای کیفی سازمان نهفته است. شرح آزمونوخطا، بررسی روزهای دشوار ابتدای راه و بازتاب حمایت مشتریان یا رسانهها، همگی به سرمایهگذار کمک میکنند تصویر واقعیتری از پتانسیل شرکت داشته باشد. در نتیجه ترکیب این روایت با مستندات دقیق، اعتماد سرمایهگذار را افزایش میدهد و منجر به پذیرش بهتر ارزش نامشهود میشود.
ریسکپذیری هوشمندانه در ارزشگذاری
ازنظر برنسون، داراییهای نامشهود همواره با عدم قطعیت و ریسک همراه هستند؛ نه گریختن از ریسک و نه نادیدهگرفتن آن راهحل صحیحی است. ارزیابی واقعبینانه از نقاط قوت و ضعف داراییها راهکاری منصفانه است. الگوریتم پیشنهادی برنسون در چنین شرایطی استفادۀ ترکیبی از رویکردهای کمی و کیفی، به همراه رصد مستمر عواملی که بر ارزش تأثیر میگذارند، است که میتواند کسبوکار را در برابر شوکهای ناگهانی محافظت کند.
رتیبا چگونه میتواند در ارزشگذاری داراییهای نامشهود به شما کمک کند؟
مدلهای سنتی حسابداری و مالی بهتنهایی قادر به انعکاس ارزش واقعی پلتفرمهای فناورانه، برند و فرهنگسازمانی نیستند. برنسون هم با تأکید بر ابعاد احساسی و فنی کسبوکار، بر لزوم رویکردی جامع در سنجش این داراییها صحه میگذارد.
ما در رتیبا، با داشتن تخصص در ارزش گذاری داراییهای نامشهود و سابقه همکاری با مجموعههای فناور، راهکاری ترکیبی ارائه میکنیم که شاخصهای مالی را در کنار تحلیلهای کیفی قرار میدهد. به کمک این رویکرد، میتوان عوامل گوناگونی از رضایت کارکنان گرفته تا میزان شناخت بازار از برند را در تصویر نهایی از ارزش کسبوکار گنجاند. این چشمانداز جامع، در مذاکرات جذب سرمایه و تصمیمگیریهای راهبردی بسیار کارآمد خواهد بود و به شرکتهای فناور امکان میدهد با آگاهی بیشتری از ارزش واقعی داراییهای نامشهودشان بهره ببرند.
