چالشهای کلیدی در ارزشگذاری طرحهای بستهبندی (Trade Dress) طبق استانداردها و آئیننامههای رسمی ایران و مراجع بینالمللی ارزشگذاری، به شرح زیر قابلتبیین است:
تشخیص و طبقهبندی صحیح دارایی نامشهود
بر اساس استاندارد 210 ارزشگذاری داراییهای نامشهود، طرحهای بستهبندی در دسته «داراییهای مرتبط با بازار» همتراز با علائم تجاری، نامهای تجاری و طراحیهای بصری قرار میگیرند. چالش اصلی در این مرحله، احراز تمایزپذیری (Distinctiveness) و قابلیت تفکیک (Separability) طرح بستهبندی از سایر اجزای برند است.
تشخیص مالکیت قانونی و اثبات حقوق انحصاری
مطابق دستورالعمل اجرایی معاونت علمی، از موارد کلیدی بررسی در ارزشگذاری داراییهای نامشهود «اطمینان از احراز مالکیت، اختیار قانونی و اعتبار دارایی» است. بسیاری از Trade Dressها در عمل به ثبت نرسیدهاند یا حفاظت قانونی آنها وابسته به رویههای قضایی است نه حقوق ثبت که خود چالشی مهم ایجاد میکند.
مشکل در تمایز منافع اقتصادی خاص حاصل از طرح بستهبندی
استاندارد 210 در بند 60-3 هشدار میدهد که در رویکرد درآمدی، یکی از دشوارترین چالشها، «تفکیک منافع اقتصادی ناشی از دارایی نامشهود خاص» از سایر اجزای درآمدی شرکت است. طرحهای بستهبندی اغلب بهصورت ترکیبی با برند، کانال توزیع، تبلیغات و کیفیت محصول عمل میکنند، و برآورد اثر انفرادی آن بر جریانهای نقدی، با ابهامات فراوان همراه است.
نبود بازار فعال برای مقایسه یا استنتاج قیمت
در استفاده از رویکرد بازار (Market Approac)بر اساس استانداردهای بینالمللی IVS 210 و دستورالعمل اجرایی، چالش مهم نبود دادههای قابلمشاهده در بازار است، چراکه معاملات قابلقیاس برای طرحهای بستهبندی نادر بوده یا بهصورت محرمانه انجام میشود.
عدم کفایت اطلاعات مالی تفکیکشده
اغلب شرکتها هزینهها و درآمدهای مرتبط با Trade Dress را بهصورت جداگانه ثبت نمیکنند. در نتیجه، ارزشگذار ناچار به برآورد یا مفروضسازی قضاوتی میشود که نیاز به دقت، شفافیت و مستندسازی دقیق دارد.
ریسک بالای وابستگی به سایر داراییها
طرحهای بستهبندی غالباً با داراییهای دیگر مانند نام تجاری یا شهرت برند همافزایی دارند. چنانچه این همافزایی تنها برای یکی از طرفین معامله مصداق داشته باشد، ممکن است ارزش Trade Dress متفاوت از ارزش منصفانه بازار باشد.

