داراییهای نامشهود در دنیای پرتلاطم کسبوکارهای فناور، اهمیتی روزافزون پیدا کردهاند؛ داراییهایی که نه بر روی ترازنامههای سنتی بهراحتی نمایان میشوند و نه بهسادگی قابلیت ارزشگذاری دارند. مواردی مانند دانش فنی، برند، حق اختراع، شهرت سازمانی و حتی تجربههای منحصربهفرد تیم مدیریتی، بخش مهمی از مزیت رقابتی کسبوکارهای نوآور را شکل میدهند. برخلاف داراییهای مشهود مثل املاک یا تجهیزات سختافزاری که معیارهای کمّی برای برآورد ارزششان در دسترس است، ارزیابی داراییهای نامشهود متکی به شاخصهای کیفی و گاه پیچیده است. ازاینرو، پیشبینی ارزش آیندهٔ چنین داراییهایی با عدم قطعیتهایی گرهخورده که حساسیت فرایند ارزشگذاری را دوچندان میکند.
در سالهای اخیر، ظهور استارتآپهای فناور توجه متخصصان این حوزه را به اهمیت ارزشگذاری کیفی جلب کرده است. در این میان، آدام نیومن (Adam Neumann)، بنیانگذار و مدیر پیشین ویورک (WeWork)، به دلیل دیدگاهها و تجربههای منحصربهفرد در عرصۀ سرمایهگذاری و برندسازی، نگاه تازهای به چالشهای ارزشگذاری داراییهای نامشهود ارائه کرده است. او که توانست شرکت خود را بهسرعت به یکی از استارتآپهای پیشتاز در صنعت املاک و فناوری تبدیل کند، اگرچه در ادامه با مشکلات مدیریتی و نوسانهای مالی مواجه شد، اما بینشهایش پیرامون خلق ارزش، تعریف برند و نقش فرهنگسازمانی همچنان برای بسیاری از کارآفرینان الهامبخش است.
دیدگاههای آدام نیومن درباره چالشهای ارزشگذاری داراییهای نامشهود در کسبوکارهای فناور
مهمترین دیدگاههای آدام نیومن دربارۀ ارزشگذاری داراییهای نامشهود را در ادامه، مرور میکنیم. همچنین برای آشنایی بیشتر با ابعاد ارزشگذاری این داراییها میتواند مقالۀ راهنمای جامع ارزش گذاری داراییهای نامشهود را نیز مطالعه کنید.
تکیه بر روایتپردازی برای خلق ارزش پایدار
یکی از نکاتی که نیومن همواره بر آن تأکید میکند، قدرت داستانسرایی در شکلدهی به داراییهای نامشهود است. او معتقد است بخش مهمی از ارزش شرکتهای فناور در «روایتی» نهفته است که از آیندهای موفق خبر میدهد. برند، فرهنگسازمانی و جذابیت تیم مدیریتی، همگی میتوانند ارزشی فراتر از داراییهای مشهود برای کسبوکار ایجاد کنند. به باور نیومن، شرکتها باید روایت خود را که بر واقعیتهای کسبوکار، اهداف و ارزشهای کلیدی متکی است، بهگونهای منسجم و انگیزهبخش به مخاطبان منتقل کنند. نمونهٔ روشن این رویکرد، توجهی است که ویورک در سالهای آغازین با نمایش فرهنگ منحصربهفرد و پتانسیل رشد خود، در میان سرمایهگذاران جلب کرد.
ضرورت برقراری توازن میان رشد سریع و ثبات مالی
به گفتهٔ نیومن، هیچ کسبوکاری صرفاً با اتکا به ایدههای بکر یا فرهنگسازمانی متفاوت نمیتواند در بلندمدت پایدار بماند. سرمایهگذار به دنبال بازگشت سرمایه است و شرکت فناور باید همزمان با رشد سریع، جریان درآمدی پایداری نیز ایجاد کند. در مقطع رشد پرشتاب ویورک، برخی تحلیلگران ارزش داراییهای نامشهود آن را بیش از اندازه خوشبینانه برآورد کردند. از دید نیومن، راهکار منطقی این است که در کنار تمرکز بر داراییهای نامشهود، به مدل کسبوکار و درآمدزایی واقعی نیز توجه داشت که ترکیبی از جذابیت برند و قابلیت خلق جریان نقدی ملموس است.
لزوم شفافیت در ساختار حقوقی و مالکیت فکری
نیومن بارها بر این نکته اصرار ورزیده است که وقتی اصلیترین دارایی کسبوکار شما حق اختراع یا پلتفرم نرمافزاری است، عدم شفافیت حقوقی در زمینۀ ثبت و حفاظت از این داراییها، ارزشگذاری را با ابهام مواجه میکند. تدوین سازوکارهای حقوقی شفاف از همان ابتدا، ریسک سرمایهگذاری را پایین میآورد و اعتماد بازار را افزایش میدهد. نیومن پیشنهاد میکند شرکتهای فناور نهتنها مالکیت فکری را بهصورت دقیق ثبت و مستند کنند، بلکه فرایندها و شرایط انتقال حق بهرهبرداری یا صدور مجوز را هم مشخص سازند.
توجه به قدرت «جامعهٔ کاربران» بهعنوان دارایی نامشهود
یکی از عوامل کلیدی در موفقیت محصولات فناور محور، ایجاد و حفظ «جامعهٔ کاربران» وفادار و فعال است. به اعتقاد نیومن، تعامل و وفاداری کاربران بهتنهایی میتواند ارزش شرکت را به طرز چشمگیری افزایش دهد؛ حتی اگر در صورتهای مالی دارایی فیزیکی مهمی ثبت نشده باشد. این موضوع را میتوان در شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای آنلاین مشاهده کرد؛ جایی که باوجود نداشتن املاک یا تجهیزات گسترده، ارزشگذاریها گاه نجومی است. نیومن تلاش میکرد در تمامی برنامههای راهبردی ویورک، جامعهسازی (Community Building) را در مرکز توجه قرار دهد و از آن بهعنوان ابزاری برای پیشیگرفتن از رقبای سنتی استفاده کند.
فرهنگسازمانی بهعنوان موتور محرک نوآوری
نیومن بر این باور است که فرهنگی پویا و منسجم میتواند پیشران اصلی رشد و خلق ارزش در شرکتهای فناور باشد. البته او تأکید میکند که این فرهنگ باید بهخوبی مدیریت شود تا از هرگونه بینظمی یا سوءمدیریت جلوگیری شود. یک فرهنگسازمانی توانمند، افرادی خلاق و باانگیزه را جذب و حفظ میکند و نقش پررنگی در پرورش ایدههای نو و داراییهای نامشهود دارد. همبستگی تیمی بالا و اشتراک در چشمانداز شرکت، از دید نیومن چنان مهم است که باید بهعنوان یک دارایی کلیدی در ارزشگذاری لحاظ شود.
استفاده از دادههای چندبعدی در سنجش ارزش برند
چالش اصلی در ارزیابی داراییهای نامشهودی مثل برند، این است که نمیتوان به چند شاخص مالی یا تعداد بازدید وبسایت اکتفا کرد. نیومن توصیه میکند شرکتهای فناور برای ارزشگذاری دقیق برند، مجموعهای از دادهها را ترکیب کنند: از تحلیل شبکههای اجتماعی و بازخورد مشتریان گرفته تا پوشش رسانهای و میزان تعامل آنلاین. برند در دنیای فناور فراتر از یک لوگو یا رنگسازمانی است؛ بلکه تصویری است که از اعتماد کاربران، سبک مدیریتی و هویتسازمانی ساخته میشود. جمعآوری و تحلیل دادههای کمی و کیفی دربارهٔ این ابعاد، تصویری عمیقتر از داراییهای نامشهود یک شرکت ارائه میدهد.
مدیریت انتظارات بازار و خودارزیابی واقعبینانه
نیومن تجربه کرده است که افزایش بیش از حد انتظارات بازار میتواند ارزش داراییهای نامشهود یک شرکت را بهسرعت بالا ببرد؛ اما اگر عملکرد واقعی شرکت با این انتظارات همخوانی نداشته باشد، نتیجه چیزی جز افت شدید ارزش و ازدسترفتن اعتماد سرمایهگذاران نخواهد بود. او پیشنهاد میکند استارتاپها در کنار روایتپردازی قوی، همواره دست به خودارزیابی منظم بزنند و با ارائهٔ آمار و ارقام شفاف، انتظارات را مدیریت کنند. در این صورت، «اعتبار» شرکت که خود نوعی دارایی نامشهود مهم به شمار میرود نیز باثبات بیشتری همراه خواهد بود.
تحول کسبوکار باارزش گذاری دقیق داراییهای نامشهود: نقطه شروع کجاست؟
نگاه آدام نیومن نشان میدهد که ارزشگذاری داراییهای نامشهود، بیشتر از تعیین یک رقم یا برچسب قیمتی است. عوامل متعددی نظیر روایتپردازی هوشمندانه، ایجاد جامعهٔ کاربران وفادار، شفافیت حقوقی و مدیریت فرهنگسازمانی، همه در شکلگیری ارزشی پایدار نقش دارند. البته این داراییهای نامشهود بهتر است در کنار مدل کسبوکار منطقی و جریانهای درآمدی قابلاتکا قرار بگیرند تا مسیر رشد شرکت فناور را هموار کنند.
ما در «رتیبا» باور داریم که ارزیابی داراییهای نامشهود، بنیانی برای تصمیمگیریهای راهبردی و افزایش اعتماد سرمایهگذاران است. به همین منظور، خدمات مشاورهای جامعی را مبتنی بر دادههای واقعی بازار فراهم کردهایم تا کسبوکارهای فناور بتوانند تصویری دقیق از ارزش سرمایههای نامشهود خود داشته باشند. این فرایند، افزون بر جلب نظر ذینفعان، نقشهٔ راهی عملی برای رشد هوشمندانه و پایدار شرکت ترسیم میکند.
