قراردادهای تولید و توزیع به دلیل برخورداری از جریانهای نقدی قابل پیشبینی و ساختار حقوقی و اقتصادی مشخص، قابلیت ارزشگذاری بهعنوان دارایی نامشهود را دارند. این نوع قراردادها معمولاً به شکل قراردادهای بلندمدت یا قراردادهای اعطای امتیاز بهرهبرداری از داراییهای معنوی مانند برندها، نرمافزارها، حق انحصاری توزیع یا فناوری تنظیم میشوند و از همین رو، شناسایی و تحلیل دقیق پارامترهای کلیدی ارزشگذاری آنها مستلزم مطالعهٔ عمیق مفاد قرارداد، سوابق مالی، تحلیل بازار و پیشبینی روندهای اقتصادی مرتبط با صنعت مورد نظر است.
جریانهای نقدی ناشی از قرارداد
مطابق استاندارد IVS 210، بند 11-60: جریانهای نقدی قراردادهای تولید و توزیع شامل انواع مختلف درآمد از جمله درآمد ناشی از خدمات تولید (کارمزد تولید یا درصدی از فروش)، حق توزیع، حق انحصاری فروش محصولات یا خدمات، درآمد تضمینشدهٔ حداقلی و پاداشهای عملکردی است. این مبالغ باید بر اساس مفاد روشن و صریح قرارداد استخراج شوند. برای دقت بیشتر، باید به سوابق عملکردی گذشتهٔ طرفهای قرارداد، روندهای تاریخی و پیشبینیهای مستند و کارشناسیشده رجوع کرد تا اعتبار تحلیل تضمین شود.
نرخ بهرهبرداری یا امتیاز (Royalty Rate)
مطابق استاندارد IVS 210، بند 19-60: چنانچه قرارداد دارای بهرهبرداری از دارایی معنوی مشخصی مانند برند، حق اختراع، فیلم یا نرمافزار باشد، لازم است نرخ بهرهبرداری آن به شکل دقیق محاسبه شود. این نرخ یا بهصورت مشخص در قرارداد ذکر شده است یا باید با انجام تحلیلهای مقایسهای و با در نظر گرفتن استانداردهای رایج در صنعت مشابه تعیین شود. تعیین نرخ دقیق بهرهبرداری تأثیر مستقیم بر ارزش کل قرارداد داشته و تحلیل آن باید مستند و منطقی باشد.
مدت قرارداد و احتمال تمدید آن
مطابق استاندارد IVS 210، بند 1-100: یکی از عوامل کلیدی در ارزشگذاری قراردادهای تولید و توزیع، مدت زمان باقیماندهٔ قرارداد و شرایط تمدید آن است. تمدید قراردادها ممکن است بهصورت مشروط، خودکار یا مذاکرهپذیر باشد. در هر حالت باید شرایط اقتصادی، تجاری و حقوقی را که بر احتمال تمدید اثر میگذارد، بررسی کرد. توصیه میشود با توجه به ماهیت قرارداد، سناریوهای مختلفی از تمدید یا پایان قرارداد را مدلسازی کرده و هر یک را با ضریب وزندهی مناسب در تحلیل نهایی بهکار گرفت.
هزینههای اجرای قرارداد
مطابق استاندارد IVS 210، بند 5-70: برای تحلیل صحیح قرارداد، شناسایی دقیق هزینههای اجرای آن الزامی است. این هزینهها معمولاً شامل هزینههای مستقیم و غیرمستقیم تولید (مانند هزینه مواد اولیه، دستمزد و تجهیزات)، و همچنین هزینههای توزیع و فروش (مانند هزینه بازاریابی، لجستیک، انبارداری و کمیسیون فروش) است. محاسبهٔ این هزینهها باید بهطور دقیق از درآمد حاصل از قرارداد کسر شود تا سود خالص عملیاتی مرتبط با قرارداد به دست آید.
نرخ رشد جریان نقدی
مطابق استاندارد IVS 210، بند 18-60: نرخ رشد جریانهای نقدی، بهخصوص در قراردادهایی که فروش و درآمد متغیر یا صعودی دارند، بسیار اهمیت دارد. نرخ رشد جریان نقدی باید با اتکا به سوابق تاریخی، تحلیل روند بازار، صنعت و پیشبینی کارشناسی معتبری تعیین شود. تحلیل این نرخ باید شرایط بازار هدف و روند آتی تقاضا را بهخوبی پوشش دهد و در صورت نیاز، به تحلیل حساسیت نیز پرداخته شود.
نرخ تنزیل (Discount Rate)
مطابق استاندارد IVS 210، بند 2-90: انتخاب نرخ تنزیل مناسب که ریسکهای مختلف مرتبط با قرارداد را بهدرستی منعکس کند، از اهمیت بسیاری برخوردار است. نرخ تنزیل باید با توجه به ریسک عملیاتی، مالی، حقوقی، اقتصادی و ریسک بازار مرتبط با قرارداد تعیین شود. از نرخ میانگین موزون هزینهٔ سرمایه (WACC) و یا نرخهای تعدیلشده بر مبنای ریسک خاص قرارداد میتوان استفاده کرد. نرخ تنزیل باید بهطور دقیق و مستند محاسبه شود و هرگونه مفروضات و مبانی آن بهطور کامل افشا گردد.
پارامترهای فوق باید با تکیه بر مفاد صریح قرارداد، مستندات مالی، تحلیلهای کارشناسی و بررسیهای اقتصادی و بازار تعیین شوند. در شرایطی که دادههای قطعی در دسترس نیست، تحلیل حساسیت، سناریوهای جایگزین و افشای کامل مفروضات و محدودیتهای مرتبط ضروری خواهد بود تا استفادهکنندگان بتوانند ارزیابی دقیقتری از ارزش دارایی نامشهود مربوط به قرارداد داشته باشند.

برای دریافت خدمات تخصصی در حوزه ارزشگذاری داراییهای نامشهود، از صفحه اختصاصی این خدمت در رتیبا بازدید نمایید.
همچنین میتوانید مقاله راهنمای جامع ارزشگذاری داراییهای نامشهود را مطالعه نموده و با مبانی و استانداردهای ارزشگذرای این نوع داراییها آشنا شوید.
برای مشاهده سایر خدمات رتیبا در زمینه ارزیابی، ارزشگذاری و مشاوره سرمایهگذاری نیز، به صفحه اصلی وبسایت رتیبا مراجعه نمایید.
