ارزشگذاری فیلمنامهها نیازمند برآورد دقیق پارامترهایی است که قابلیت ایجاد منافع اقتصادی در آنها را نشان دهد. این پارامترها باید متناسب با ویژگیهای خاص بازار فیلم و رسانه شناسایی و مستند شوند. از آنجا که داراییهای نامشهود مانند فیلمنامه به دلیل نداشتن ماهیت عینی، پیچیدگیهای خاص خود را دارند، ارزشگذاری آنها مستلزم رعایت دستورالعملها و استانداردهای مشخصی است.
درآمد منتسب به فیلمنامه
مطابق استاندارد IVS 210، بند 60-11: درآمد منتسب به فیلمنامه شامل سهمی است که فیلمنامه از فروش اثر تولیدشده یا درآمدهای جانبی مانند پخش تلویزیونی، استریمینگ و نمایش بینالمللی دارد. این درآمد باید از طریق تحلیل اقتصادی و فنی مستند شده و بهصورت معقول برآورد شود. برای مثال، اگر فیلمی موفق به جذب مخاطبان زیادی در پلتفرمهای دیجیتال شود، بخشی از این درآمد مستقیماً منتسب به فیلمنامه خواهد بود.
نرخ امتیاز فرضی در بازار آثار مشابه
مطابق استاندارد IVS 210، بند 60-19: در این روش که به «روش صرف امتیاز» معروف است، ابتدا نرخ معمول بهرهبرداری از فیلمنامه از طریق قراردادهای مشابه در بازار یا بررسی دادههای صنعت فیلم استخراج میشود. سپس با توجه به تفاوتها و شباهتهای اثر مورد نظر با آثار مشابه، نرخ امتیاز تعدیل شده و برآورد نهایی حاصل میگردد. در صورت نبود دادههای دقیق، استفاده از نظر کارشناسی نیز قابل قبول است.
هزینه جایگزینی فیلمنامه
مطابق استاندارد IVS 210، بند 70-5: در مواردی که اثر هنوز به درآمدزایی نرسیده یا فاقد درآمد مشخص باشد، میتوان هزینههای توسعه، نگارش، بازنویسی، تحقیق و پژوهش و همچنین ثبت و اخذ مجوز را بهعنوان مبنایی برای ارزشگذاری استفاده کرد. در این حالت باید تعدیلاتی برای هرگونه نابابی هنری، فنی یا اقتصادی اثر در نظر گرفته شود.
عمر اقتصادی فیلمنامه
مطابق استاندارد IVS 210، بند 100-1: عمر اقتصادی فیلمنامه معمولاً کوتاهتر از عمر قانونی آن (مدت اعتبار کپیرایت) بوده و تابعی از شرایط بازار، ژانر، محبوبیت سوژه و تقاضای مخاطب است. به عنوان مثال، فیلمنامههایی که سوژهای مرتبط با مسائل روز دارند، ممکن است عمر اقتصادی کوتاهتری داشته باشند و در مدت کوتاهی پس از نگارش باید به تولید برسند.
نرخ رشد درآمد (در صورت تولید اثر)
مطابق استاندارد IVS 210، بند 60-18: در صورت انتظار برای رشد تدریجی مخاطب و درآمد فیلم در طول زمان (مانند رشد بینندگان یک اثر در پلتفرمهای دیجیتال)، نرخ رشد درآمد باید با استناد به سوابق تاریخی یا تحلیل وضعیت بازار تعیین گردد. نرخ رشد میتواند مثبت، منفی یا حتی صفر باشد.
نرخ تنزیل
مطابق استاندارد IVS 210، بند 90-2: نرخ تنزیل باید منعکسکننده ریسکهای خاص پروژه از جمله احتمال موفقیت در تولید، تغییر ذائقۀ مخاطبان، رقابت ژانری و وضعیت قراردادهای تولید باشد. در تحلیلهای مالی، استفاده از نرخ میانگین موزون هزینۀ سرمایه (WACC) یا بازده مورد انتظار سرمایهگذار (طبق استاندارد 103 ارزشگذاری) توصیه میشود.
بهطور خلاصه، تعیین پارامترهای کلیدی در ارزشگذاری فیلمنامهها باید متناسب با شرایط بازار هدف، امکانات تولید، قابلیت بهرهبرداری اقتصادی و اسناد موجود باشد. در صورت نبود دادههای مشخص، انجام تحلیل حساسیت و ذکر کامل مفروضات و محدودیتها ضروری است تا ارزیابی ارزش به درستی انجام پذیرد.

برای دریافت خدمات تخصصی در حوزه ارزشگذاری داراییهای نامشهود، از صفحه اختصاصی این خدمت در رتیبا بازدید نمایید.
همچنین میتوانید مقاله راهنمای جامع ارزشگذاری داراییهای نامشهود را مطالعه نموده و با مبانی و استانداردهای ارزشگذرای این نوع داراییها آشنا شوید.
برای مشاهده سایر خدمات رتیبا در زمینه ارزیابی، ارزشگذاری و مشاوره سرمایهگذاری نیز، به صفحه اصلی وبسایت رتیبا مراجعه نمایید.
