پارامترهای کلیدی در ارزش‌گذاری طراحی‌های گرافیکی و تبلیغاتی و شیوه تعیین آن‌ها

گروه تحریریۀ شرکت راهبران سرمایۀ هوشمند
پارامترهای کلیدی در ارزش‌گذاری طراحی‌های گرافیکی و تبلیغاتی و شیوه تعیین آن‌ها

طراحی‌های گرافیکی و تبلیغاتی زمانی ارزش اقتصادی پیدا می‌کنند که بتوانند به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم منجر به خلق درآمد یا مزیت رقابتی شوند. ارزش‌گذاری این دارایی‌های نامشهود نیازمند توجه به پارامترهایی است که قابلیت تبدیل آن‌ها به درآمد یا مزیت رقابتی را به بهترین نحو منعکس کنند. به بیان دیگر، در ارزیابی دقیق طراحی‌های گرافیکی و تبلیغاتی، باید بررسی شود که آن طراحی تا چه اندازه توانسته در ایجاد تمایز رقابتی یا افزایش درآمد مؤثر باشد.

درآمد منتسب به طراحی

مطابق استاندارد IVS 210، بند 60-11: برای تعیین میزان درآمد منتسب به طراحی گرافیکی یا تبلیغاتی، باید سهم طراحی از افزایش فروش، جذب مشتری جدید، حفظ مشتریان فعلی یا افزایش وفاداری را از طریق تحلیل بازاریابی و مالی به دقت ارزیابی کرد. به عنوان مثال، اگر بسته‌بندی خاص یک محصول باعث افزایش فروش آن شده است، میزان دقیق این افزایش فروش باید به عنوان درآمد منتسب به طراحی در نظر گرفته شود. این تحلیل باید مستند به داده‌های مالی و گزارش‌های بازاریابی باشد.

نرخ امتیاز فرضی بهره‌برداری

مطابق استاندارد IVS 210، بند 60-19: در روش صرف امتیاز، نرخ فرضی بهره‌برداری از طراحی گرافیکی یا تبلیغاتی به عنوان درصدی از درآمد فروش محصول یا ارزش برند تخمین زده می‌شود. این نرخ را می‌توان از طریق بررسی قراردادهای مشابه، تحلیل گزارش‌های تخصصی یا داده‌های صنعت تبلیغات و برند به دست آورد و با توجه به شرایط خاص طراحی مورد نظر تعدیل نمود.

هزینه خلق و توسعه طراحی

مطابق استاندارد IVS 210، بند 70-5: در این رویکرد، مجموعۀ هزینه‌های مرتبط با خلق و توسعۀ طراحی از جمله دستمزد طراح، هزینه جلسات خلاق، تحقیق بازار، نمونه‌سازی، تست مخاطب، و هزینه نرم‌افزار یا خدمات طراحی در نظر گرفته می‌شود. این پارامتر در روش بهای جایگزینی به عنوان حداقل ارزش دارایی نامشهود کاربرد دارد و باید مستند به مدارک معتبر باشد.

عمر اقتصادی طراحی

مطابق استاندارد IVS 210، بند 100-1: عمر اقتصادی طراحی گرافیکی یا تبلیغاتی به مدت زمانی گفته می‌شود که طراحی می‌تواند اثربخشی خود را در بازار حفظ کند. برای تعیین عمر اقتصادی طراحی، لازم است دوره استفاده از آن در برندینگ، طول عمر کمپین تبلیغاتی یا بازه زمانی مؤثر بودن بسته‌بندی محصول، با تحلیل چرخه عمر بازاریابی یا تجربۀ پروژه‌های مشابه بررسی شود.

نرخ رشد یا افت درآمد طراحی‌محور

مطابق استاندارد IVS 210، بند 60-18: طراحی‌های گرافیکی و تبلیغاتی که به طور مستمر منجر به افزایش فروش و مشارکت مصرف‌کنندگان می‌شوند، باید نرخ رشد درآمد مرتبط با آن‌ها محاسبه گردد. این نرخ را می‌توان با استفاده از داده‌های بازاریابی، تحقیقات رفتار مصرف‌کنندگان و همچنین تحلیل داده‌های دیجیتال از جمله میزان کلیک‌ها و بازدیدهای آنلاین تخمین زد.

نرخ تنزیل  (Discount Rate)

مطابق استاندارد IVS 210، بند 90-2: نرخ تنزیل باید به گونه‌ای انتخاب شود که نشان‌دهندۀ ریسک‌های خاص طراحی، عدم اطمینان در واکنش مصرف‌کنندگان، وابستگی به برند، و قابلیت استمرار جریان نقدی باشد. استفاده از نرخ‌های تنزیل مشابه دارایی‌های بازاریابی یا برند می‌تواند مناسب باشد. برای مثال، در مواردی که طراحی‌های گرافیکی مربوط به برندهای تثبیت‌شده هستند، نرخ تنزیل کمتری نسبت به طراحی‌هایی که در بازار نوظهور قرار دارند در نظر گرفته می‌شود.

‌‌‌

برای تعیین دقیق این پارامترها باید به داده‌های واقعی پروژه‌ها، گزارش‌های مالی و بازاریابی و نیز تجربیات پروژه‌های مشابه مراجعه کرد. در صورت عدم دسترسی به داده‌های قطعی، استفاده از تحلیل حساسیت و سناریوهای جایگزین و همچنین افشای دقیق مفروضات الزامی است. رعایت این موارد به ایجاد اطمینان و اعتبار در فرایند ارزش‌گذاری دارایی‌های نامشهود کمک شایانی خواهد کرد.

‌‌‌

برای دریافت خدمات تخصصی در حوزه ارزش‌گذاری دارایی‌های نامشهود، از صفحه اختصاصی این خدمت در رتیبا بازدید نمایید.

همچنین می‌توانید مقاله راهنمای جامع ارزش‌گذاری دارایی‌های نامشهود را مطالعه نموده و با مبانی و استانداردهای ارزش‌گذرای این نوع دارایی‌ها آشنا شوید.

برای مشاهده سایر خدمات رتیبا در زمینه ارزیابی، ارزش‌گذاری و مشاوره سرمایه‌گذاری نیز، به صفحه اصلی وبسایت رتیبا مراجعه نمایید.

دسته‌بندی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *