ارزشگذاری حق پخش مستلزم شناسایی و برآورد دقیق مجموعهای از عوامل اقتصادی، قراردادی و حقوقی اثرگذار است. این عوامل که به آنها «پارامترهای کلیدی» گفته میشود، نقش تعیینکنندهای در مدلهای ارزشگذاری درآمدی و بازارمحور ایفا میکنند. اهمیت شناسایی درست این پارامترها به این دلیل است که هرگونه خطا در برآورد یا نادیده گرفتن یکی از آنها میتواند نتایج ارزشگذاری را به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهد.
پیشبینی درآمد حاصل از بهرهبرداری از حق پخش
مطابق استاندارد 210، بند 3-60: این بخش شامل برآورد درآمد ناشی از تبلیغات، فروش حق اشتراک و واگذاریهای ثانویه است. به عنوان نمونه، برای یک حق پخش تلویزیونی، درآمد حاصل از تبلیغات بستگی به میزان مخاطب، ویژگیهای محتوایی برنامه، زمانبندی پخش و قیمتهای متعارف آگهیها دارد. پیشبینی درآمد عموماً مبتنی بر سناریوهای محتمل، سوابق پیشین حق پخشهای مشابه و همچنین تحقیقات بازار در خصوص تغییرات تقاضا و ذائقۀ مخاطبان صورت میگیرد. بدیهی است که هرگونه خطا در این پیشبینیها مستقیماً بر ارزش حق پخش تأثیر میگذارد.
مدتزمان بهرهبرداری و عمر اقتصادی دارایی
مطابق استاندارد 210، بندهای 1-100 تا 4-100: مدت قرارداد تنها یکی از عوامل در نظر گرفته شده در تعیین عمر اقتصادی دارایی است. باید دقت شود که دوره ارزشآفرینی واقعی حق پخش ممکن است با دورۀ قراردادی یکسان نباشد؛ زیرا محتوای خاصی نظیر فیلمها، مسابقات ورزشی و یا برنامههای تلویزیونی ممکن است در طول زمان و به دلیل تغییرات فناورانه یا تغییر سلیقه مخاطب ارزش خود را از دست بدهند. به عنوان مثال، پخش رویدادهای زنده ورزشی، به دلیل تقاضای بالا در زمان برگزاری، عمر اقتصادی کوتاهی داشته و ارزش اصلی خود را در زمان بسیار کوتاه پس از وقوع رویداد از دست میدهند.
نرخ حق امتیاز فرضی در روش رهایی از حق امتیاز
مطابق استاندارد 210، بندهای 18-60 تا 20-60: این نرخ به صورت درصدی از درآمد تعریف میشود که استفادهکننده برای دریافت حق امتیاز پرداخت میکند. برای تعیین این نرخ، معمولاً از دادههای تطبیقی بازار که مربوط به حق امتیاز محتواهای مشابه در منطقۀ جغرافیایی و صنعت مشابه است استفاده میشود. اگر دادههای مناسبی در دسترس نباشد، روشهای استنباطی با تکیه بر تجربیات و قضاوت متخصصان ارزشگذاری به کار گرفته میشود. مثلاً حق پخش مسابقات فوتبال در اروپا اغلب نرخ بالاتری نسبت به آسیا دارد، زیرا تقاضا و میزان درآمدزایی آن بیشتر است.
نرخ تنزیل متناسب با ریسک خاص دارایی
مطابق استاندارد 210، بندهای 1-90 تا 4-90: نرخ تنزیل باید با توجه به نوع محتوا، مخاطب هدف، وابستگی درآمد به فصل یا رویداد خاص و ناپایداری احتمالی درآمدهای آینده تعیین شود. برای نمونه، محتوای مربوط به مسابقات فوتبال دارای نرخ تنزیل متفاوتی نسبت به سریالهای تلویزیونی است. ارزشگذار باید ریسکهای مرتبط با محتوا را به دقت شناسایی کرده و متناسب با آنها نرخ تنزیل مناسبی انتخاب کند.
هزینههای عملیاتی مرتبط با اجرای حق پخش
مطابق استاندارد 210، بند 6-60: برای رسیدن به ارزش خالص دارایی، ضروری است کلیۀ هزینههای تولید، بازاریابی، دوبله، توزیع و نگهداری فنی در جریانهای نقدی برآوردی لحاظ شوند. برای مثال، اگر پخش یک برنامۀ خاص به دوبله و زیرنویس در زبانهای مختلف نیاز داشته باشد، هزینههای مربوط به آن باید در برآوردها گنجانده شود.
به طور خلاصه، پارامترهای کلیدی در ارزشگذاری حق پخش ترکیبی از ویژگیهای اقتصادی، قراردادی، حقوقی و فنی هستند. دقت در پیشبینی درآمد، انتخاب واقعگرایانه عمر اقتصادی، محاسبۀ نرخ حق امتیاز دقیق و تعیین صحیح نرخهای تنزیل از جمله اجزای حیاتی در مدلسازی ارزش محسوب میشوند.

برای دریافت خدمات تخصصی در حوزه ارزشگذاری داراییهای نامشهود، از صفحه اختصاصی این خدمت در رتیبا بازدید نمایید.
همچنین میتوانید مقاله راهنمای جامع ارزشگذاری داراییهای نامشهود را مطالعه نموده و با مبانی و استانداردهای ارزشگذرای این نوع داراییها آشنا شوید.
برای مشاهده سایر خدمات رتیبا در زمینه ارزیابی، ارزشگذاری و مشاوره سرمایهگذاری نیز، به صفحه اصلی وبسایت رتیبا مراجعه نمایید.
