قراردادهای فرانچایز، بهدلیل ایجاد حق بهرهبرداری از برند، نظام عملیاتی، دانش فنی، آموزش و پشتیبانی مستمر، از جمله داراییهای نامشهود مهم محسوب میشوند. ارزشگذاری این قراردادها نیازمند انتخاب رویکرد و روش استاندارد مناسب است که به ساختار قرارداد، نوع صنعت و مدل درآمدی مرتبط باشد. با توجّه به استانداردهای بینالمللی ارزشگذاری (IVS 210)، رویکردهای مختلفی برای این منظور وجود دارد.
قراردادهای فرانچایز در گروه داراییهای نامشهود قراردادی قرار میگیرند؛ زیرا این قراردادها ناشی از یک توافق کتبی و حقوقی میان دو طرف اعطاکننده و گیرنده امتیاز هستند که حقوق بهرهبرداری معیّن، مدّتدار و قابل انتقال را به همراه دارند. مطابق استاندارد IVS 210، بند 3-20، این دسته از داراییها، بهواسطۀ ماهیّت حقوقی و قراردادی خود، بهصورت جداگانه قابل شناسایی و ارزشگذاری بوده و میتوانند به صورت مستقل مبادله شوند.
از رویکرد درآمدی و بهویژه روش جریان نقدی تنزیلشده (Discounted Cash Flow) در ارزشگذاری قرارداد فرانچایز، معمولاً زمانی استفاده میشود که این قرارداد بتواند یک درآمد دورهای پایدار برای دارنده امتیاز ایجاد کند. این درآمدها ممکن است به صورت حق امتیاز، کارمزد ثابت یا درصدی از فروش باشد که در طول زمان استمرار دارد. در چنین حالتی، جریانهای نقدی پیشبینیشده، با نرخ تنزیل مناسب که نشانگر ریسک خاص قرارداد است، به ارزش فعلی تبدیل میشوند. این روش بهویژه برای قراردادهای بلندمدّت یا قراردادهایی که سابقۀ درآمدی قابل اطمینانی دارند، ترجیح داده میشود.
درصورتیکه برای قراردادهای مشابه دادههایی از بازار وجود داشته باشد، ارزشگذار میتواند از رویکرد بازار بهره گیرد. مطابق استاندارد IVS 210، بند 4-50، در این رویکرد ارزش قرارداد بر اساس معاملات مقایسهای در صنعت و موقعیت جغرافیایی مشابه تعیین میشود. لازم است شرایط عملیاتی، بازار هدف، و وضعیت مالی و اقتصادی قراردادهای مبنا، قابل مقایسه باشند تا نتایج بهدستآمده از این روش قابلاتکا باشد.
یکی دیگر از رویکردهای مناسب برای قراردادهای برندمحور، رویکرد صرف امتیاز (Royalty Relief Method) است. مطابق استاندارد IVS 210، بند 19-60، در این روش فرض میشود که مالکیت برند و در نتیجه، عدم نیاز به پرداخت حق امتیاز، باعث ایجاد صرفهجویی شده و ارزش این صرفهجویی با استفاده از نرخ امتیاز فرضی و درآمد فروش مرتبط با برند، برآورد میشود. این روش بهویژه برای قراردادهایی مناسب است که عمده ارزش آنها به برند و ارزش تجاری وابسته است.
رویکرد بها و بهویژه روش صرفهجویی در هزینههای راهاندازی (Cost Savings Method) نیز گاهی برای ارزشگذاری قرارداد فرانچایز کاربرد دارد. بر اساس استاندارد IVS 210، بند 5-70، در مواردی که قرارداد فرانچایز موجب صرفهجویی در هزینههای تحقیق، توسعۀ نظام عملیاتی، آموزش کارکنان و هزینههای راهاندازی شود، ارزش قرارداد بر اساس هزینۀ اجتنابشده برآورد میگردد. این روش بیشتر در مورد کسبوکارهای نوپا و تازهتأسیس کاربرد دارد که بدون قرارداد فرانچایز باید این هزینهها را به طور مستقل متحمّل شوند.
تعیین روش ارزشگذاری قرارداد فرانچایز نیازمند تحلیل عمیق شرایط قرارداد، نوع خدمات ارائهشده، دسترسی به دادههای تاریخی و بازار، و هدف ارزشگذاری است. تحلیل حساسیت در رابطه با مفروضات اصلی، افشای دقیق محدودیتها و نیز مستندات مالی و حقوقی مرتبط با قرارداد، از مواردی است که ارزشگذار ملزم به رعایت آنها میباشد. همچنین، در انتخاب روش مناسب ارزشگذاری باید به اصول عمومی استانداردهای بینالمللی ارزشگذاری توجه شود تا نتیجه بهدستآمده منطبق با نیاز استفادهکنندگان گزارش باشد.

برای دریافت خدمات تخصصی در حوزه ارزشگذاری داراییهای نامشهود، از صفحه اختصاصی این خدمت در رتیبا بازدید نمایید.
همچنین میتوانید مقاله راهنمای جامع ارزشگذاری داراییهای نامشهود را مطالعه نموده و با مبانی و استانداردهای ارزشگذرای این نوع داراییها آشنا شوید.
برای مشاهده سایر خدمات رتیبا در زمینه ارزیابی، ارزشگذاری و مشاوره سرمایهگذاری نیز، به صفحه اصلی وبسایت رتیبا مراجعه نمایید.
