رویکردها و روش‌های استاندارد ارزش‌گذاری سرقفلی  (Goodwill)

گروه تحریریۀ شرکت راهبران سرمایۀ هوشمند
رویکردها و روش‌های استاندارد ارزش‌گذاری سرقفلی  (Goodwill)

سرقفلی (Goodwill) یکی از مهم‌ترین اقلام در ارزش‌گذاری ترکیب‌های تجاری است و معمولاً به‌عنوان تفاوت میان قیمت پرداختی برای یک واحد تجاری و خالص ارزش منصفانه دارایی‌های قابل شناسایی آن، اعم از مشهود و نامشهود، به شمار می‌رود. هرچند سرقفلی به‌تنهایی به‌ندرت ارزش‌گذاری مستقل می‌شود، اما در شرایطی همچون واگذاری واحد تجاری، تغییر مالکیت، تعیین مالیات، یا در فرآیندهای حقوقی و حسابداری خاص، نیاز به تحلیل جداگانه و دقیق آن احساس می‌شود.

محاسبه سرقفلی به روش باقیمانده

مطابق استاندارد 210، بند 6-20: روش باقیمانده، متداول‌ترین و کاربردی‌ترین روش برای ارزش‌گذاری سرقفلی است. در این روش، سرقفلی به‌صورت تفاوت بین قیمت خرید یک واحد تجاری و مجموع ارزش منصفانۀ دارایی‌ها و بدهی‌های قابل شناسایی (اعم از مشهود و نامشهود) محاسبه می‌شود. در این حالت، پس از تعیین دقیق ارزش منصفانه سایر دارایی‌ها و بدهی‌ها، ارزش سرقفلی به‌صورت عددی باقی‌مانده مشخص می‌گردد و لذا هرگونه اشتباه در ارزش‌گذاری دارایی‌ها، به‌طور مستقیم سرقفلی را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

رویکرد سود مازاد در ارزش‌گذاری اجزای سرقفلی شخصی

مطابق استاندارد 210، بندهای 8-20 و 11-60: این رویکرد عمدتاً برای اجزایی از سرقفلی نظیر توانایی‌های خاص کارکنان کلیدی، مشتریان خاص یا روابط تجاری غیرقابل انتقال استفاده می‌شود. در این روش، مازاد درآمدی که به دلیل وجود این دارایی‌های نامشهود خاص کسب می‌شود، شناسایی و به عنوان ارزش این اجزا در سرقفلی در نظر گرفته می‌شود. این رویکرد به‌ویژه در ارزیابی شرکت‌های خدماتی، فنّاوری محور، و حرفه‌ای کاربرد زیادی دارد.

رویکرد بازار در ارزش‌گذاری سرقفلی

مطابق استاندارد 210، بند 5-50: رویکرد بازار زمانی مناسب است که معاملات مشابه در بازار وجود داشته باشد. در این رویکرد، ارزش سرقفلی بر اساس مقایسه با معاملات قبلی مشابه تعیین می‌شود. این مقایسه از طریق ضرایبی نظیر نسبت قیمت به سود (P/E) یا نسبت قیمت به درآمد (P/S) انجام می‌گیرد. نکته مهم این است که استفاده از این روش، به دقت و صحّت اطلاعات بازار و همسانی معاملات نیاز دارد.

تحلیل اجزای تشکیل‌دهندۀ سرقفلی

مطابق استاندارد 210، بند 8-20: سرقفلی در ارزش‌گذاری تفصیلی شامل اجزایی همچون قدرت برند، هم‌افزایی عملیاتی، مزایای استراتژیک، تداوم فعالیت و نیز نیروی انسانی غیرقابل شناسایی است که این اجزا به‌طور مجزا تحلیل می‌شوند. این تحلیل معمولاً به‌صورت کیفی یا کمی انجام می‌شود و هدف آن شناسایی دقیق عواملی است که ارزش کلی سرقفلی را تعیین می‌کنند.

آزمون کاهش ارزش و تحلیل سناریو

مطابق استاندارد 210، بند 10-20 وIFRS 3 : آزمون کاهش ارزش (Impairment Test) به‌طور معمول برای مقاصد حسابداری و بازبینی دوره‌ای سرقفلی انجام می‌شود. این آزمون شامل تعیین ارزش بازیافتی سرقفلی است که ممکن است بر اساس ارزش استفاده (Value in Use) یا ارزش منصفانه پس از کسر هزینه فروش محاسبه شود. اگر در نتیجۀ این آزمون، ارزش بازیافتی سرقفلی کمتر از ارزش دفتری آن باشد، واحد تجاری ملزم به شناسایی زیان کاهش ارزش خواهد بود.

‌‌‌

ارزش‌گذاری سرقفلی معمولاً به‌طور کلی از طریق روش باقیمانده و پس از ارزش‌گذاری دقیق سایر دارایی‌ها صورت می‌گیرد. اما در موارد خاص، برای ارزش‌گذاری دقیق‌تر، می‌توان از روش‌های دیگری همچون سود مازاد و رویکرد بازار بهره برد. هر یک از این روش‌ها باید متناسب با شرایط و ویژگی‌های خاص سرقفلی و الزامات گزارشگری مالی انتخاب شوند و ارزش‌گذاری دقیق باید مطابق استانداردهای IVS 210 و IFRS 3 صورت پذیرد.

‌‌‌

برای دریافت خدمات تخصصی در حوزه ارزش‌گذاری دارایی‌های نامشهود، از صفحه اختصاصی این خدمت در رتیبا بازدید نمایید.

همچنین می‌توانید مقاله راهنمای جامع ارزش‌گذاری دارایی‌های نامشهود را مطالعه نموده و با مبانی و استانداردهای ارزش‌گذرای این نوع دارایی‌ها آشنا شوید.

برای مشاهده سایر خدمات رتیبا در زمینه ارزیابی، ارزش‌گذاری و مشاوره سرمایه‌گذاری نیز، به صفحه اصلی وبسایت رتیبا مراجعه نمایید.

دسته‌بندی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *