رویکردها و روش‌های استاندارد برای ارزش‌گذاری حق پخش  (Broadcast Rights)

گروه تحریریۀ شرکت راهبران سرمایۀ هوشمند
رویکردها و روش‌های استاندارد برای ارزش‌گذاری حق پخش  (Broadcast Rights)

حق پخش (Broadcast Rights) یکی از مهم‌ترین انواع دارایی‌های نامشهود قراردادی است که در حوزه‌های رسانه‌ای، ورزشی و سرگرمی اهمیت ویژه‌ای دارد. این دارایی‌ به دارندۀ آن اجازه می‌دهد تا از منافع اقتصادی مستقیم حاصل از پخش یا انتشار محتوا استفاده کند. به دلیل ارزش بالای اقتصادی چنین حقوقی، تعیین ارزش منصفانه و واقعی آن، نیازمند استفاده از رویکردها و روش‌های استاندارد ارزش‌گذاری است.

رویکرد درآمدی با استفاده از روش رهایی از حق امتیاز  (Relief from Royalty Method)

مطابق استاندارد 210، بند 18-60 تا 20-60: در این روش ارزش دارایی نامشهود (حق پخش) از طریق برآورد صرفه‌جویی ناشی از عدم پرداخت حق امتیاز فرضی تعیین می‌شود. به این معنا که فرض می‌شود مالکیت حق پخش در اختیار شرکت نبوده و شرکت برای استفاده از این دارایی باید به یک شخص ثالث حق امتیاز پرداخت کند. به عنوان مثال، فرض می‌کنیم که شرکتی حق پخش مسابقات فوتبال را دارد؛ اگر این شرکت چنین حقی نداشت، ناچار بود برای پخش این محتوا، مبالغ قابل توجهی را به صاحب حق پرداخت کند. حال اگر از این پرداخت‌ها معاف شود، ارزش اقتصادی حق امتیاز فرضی محاسبه و جریان‌های نقدی حاصل از آن به نرخ مناسبی تنزیل می‌شود تا ارزش فعلی این دارایی مشخص گردد.

رویکرد درآمدی با استفاده از روش صرف سود  (With and Without Method)

مطابق استاندارد 210، بند 22-60 تا 28-60: در این روش ارزش دارایی نامشهود با مقایسۀ دو سناریوی «با» و «بدون» آن محاسبه می‌شود. به این صورت که ابتدا سود و جریان‌های نقدی پیش‌بینی‌شدۀ شرکت در سناریوی داشتن حق پخش محاسبه می‌گردد. سپس این سود و جریان‌های نقدی را در حالتی که شرکت فاقد چنین حقی است و امکان پخش محتوا را ندارد، محاسبه می‌کنیم. تفاوت میان ارزش فعلی جریان‌های نقدی این دو سناریو، ارزش واقعی و اقتصادی حق پخش است. برای مثال، اگر یک شبکۀ تلویزیونی از طریق حق پخش یک رویداد ورزشی، مخاطبان زیادی را جذب کرده و درآمدهای تبلیغاتی زیادی به دست آورده است، ارزش‌گذاری حق پخش بر اساس اختلاف سودآوری در این دو حالت صورت می‌پذیرد.

رویکرد بازار در صورت وجود معاملات قابل مقایسه

مطابق استاندارد 210، بند 5-50 و 6-50: اگر معاملات مشابه و قابل مقایسه‌ای در بازار وجود داشته باشد، ارزش حق پخش را می‌توان بر اساس داده‌های معاملاتی و ضرایب استخراج‌شده از این معاملات تعیین کرد. برای مثال، ممکن است برای حق پخش مسابقات ورزشی یا یک مجموعه تلویزیونی، معاملاتی مشابه و قابل مشاهده انجام شده باشد. در این صورت می‌توان از این داده‌ها به عنوان مبنا برای تعیین ارزش منصفانه استفاده کرد. همچنین در صورت لزوم تعدیلاتی در ضرایب و قیمت‌ها انجام می‌پذیرد تا تفاوت‌های احتمالی میان معاملات را به حداقل برساند.

رویکرد بها در موارد خاص

مطابق استاندارد 210، بند 1-70: در مواردی که حق پخش به تازگی تولید شده باشد و داده‌های قابل اعتمادی از بازار یا درآمدهای آتی در دسترس نباشد، رویکرد بها قابل استفاده است. در این حالت ارزش دارایی نامشهود (حق پخش) با برآورد هزینه‌ای که برای تولید یا جایگزینی آن صرف شده است، تعیین می‌شود. این رویکرد اغلب برای مواردی به کار می‌رود که امکان دستیابی به اطلاعات کافی برای استفاده از رویکرد درآمدی یا بازار وجود ندارد. به عنوان مثال، برای حق پخش یک فیلم یا برنامۀ تلویزیونی که به تازگی تولید شده و هنوز اطلاعات درآمدی مشخصی ندارد، هزینۀ تولید مجدد آن به عنوان مبنای ارزش‌گذاری در نظر گرفته می‌شود.

‌‌‌

در بین روش‌های ذکرشده، روش رهایی از حق امتیاز، پرکاربردترین روش ارزش‌گذاری حق پخش است، به شرط آنکه نرخ‌های حق امتیاز معتبر برای دارایی مشابه در بازار موجود باشد. اما اگر این نرخ‌ها قابل اعتماد نباشند، استفاده از روش صرف سود (With and Without Method) یا تحلیل سناریو جایگزین‌های مناسب و قابل قبولی خواهند بود.

‌‌‌

برای دریافت خدمات تخصصی در حوزه ارزش‌گذاری دارایی‌های نامشهود، از صفحه اختصاصی این خدمت در رتیبا بازدید نمایید.

همچنین می‌توانید مقاله راهنمای جامع ارزش‌گذاری دارایی‌های نامشهود را مطالعه نموده و با مبانی و استانداردهای ارزش‌گذرای این نوع دارایی‌ها آشنا شوید.

برای مشاهده سایر خدمات رتیبا در زمینه ارزیابی، ارزش‌گذاری و مشاوره سرمایه‌گذاری نیز، به صفحه اصلی وبسایت رتیبا مراجعه نمایید.

دسته‌بندی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *