قراردادهای عدم رقابت با ایجاد محدودیت برای اشخاص یا شرکتها در ورود به بازار یا جذب مشتریان، از ارزش اقتصادی قابلتوجهی برخوردارند. این قراردادها بهویژه در جریان خرید شرکت یا خروج شرکای کلیدی اهمیتی استراتژیک پیدا میکنند و برای انجام معاملات موفق، ارزشگذاری دقیق و مبتنی بر استاندارد برای آنها ضروری است. استفاده از روشهای معتبر ارزشگذاری داراییهای نامشهود در این زمینه موجب شفافیت بیشتر در فرآیند معامله شده و به مذاکرهکنندگان کمک میکند تا ارزش واقعی ناشی از این قراردادها را به درستی تشخیص دهند.
طبقهبندی در گروه داراییهای نامشهود قراردادی
مطابق استاندارد IVS 210، بند 20-3: قراردادهای عدم رقابت جزء داراییهای نامشهود قراردادی طبقهبندی میشوند که حقوق قانونی یک طرف را محدود کرده و درنتیجه زمینه ایجاد منافع اقتصادی قابل پیشبینی برای طرف دیگر را فراهم میکنند. از این منظر، قرارداد عدم رقابت بهعنوان دارایی نامشهودی محسوب میشود که ارزش آن باید متناسب با قابلیت ایجاد جریانهای نقدی آینده تعیین شود.
رویکرد جریان نقدی تنزیلشده (Discounted Cash Flow)
مطابق استاندارد IVS 210، بند 60-11: متداولترین روش برای ارزشگذاری قراردادهای عدم رقابت، رویکرد جریان نقدی تنزیلشده است. در این روش، ابتدا درآمدها و جریانهای نقدی مورد انتظار ناشی از محدودیت رقابت و کاهش ریسک از دست رفتن مشتریان یا کارکنان کلیدی برآورد میشوند. سپس این جریانهای نقدی با استفاده از یک نرخ تنزیل مناسب که بیانگر ریسک و ارزش زمانی پول است، به ارزش فعلی تبدیل میشوند. دقت در تعیین نرخ تنزیل و جریانهای نقدی آینده برای دستیابی به یک ارزشگذاری معتبر ضروری است.
رویکرد صرف امتیاز در صورت وجود حقوق برند یا مشتری
مطابق استاندارد IVS 210، بند 60-19: در مواردی که قرارداد عدم رقابت برای حفاظت از سایر داراییهای نامشهود مانند برند تجاری، پایگاه مشتری یا فناوری منحصربهفرد استفاده میشود، میتوان از رویکرد صرف امتیاز استفاده کرد. در این رویکرد، فرض میشود در صورت نبود قرارداد، مالک برند یا داراییهای فکری باید برای حفظ جایگاه رقابتی خود مبالغی را بهعنوان حق امتیاز به اشخاص ثالث پرداخت کند. ارزش این قرارداد به ارزش فعلی این حق امتیاز فرضی در طول مدت قرارداد محاسبه میشود.
رویکرد بها در صورت جایگزینی با اقدام حفاظتی دیگر
مطابق استاندارد IVS 210، بند 70-5: در صورتی که هدف قرارداد عدم رقابت از طریق اقدامات جایگزین مانند استفاده از بیمه، تقویت خدمات مشتری، یا اعطای پاداش وفاداری به کارکنان قابل تحقق باشد، ارزش قرارداد برابر با هزینهای خواهد بود که در اثر وجود قرارداد از آن اجتناب میشود. این رویکرد به ارزیابی دقیق هزینههای جایگزین و مقایسۀ آن با ارزش واقعی قرارداد نیاز دارد و در تعیین ارزش به عنوان یک نقطه مرجع بهکار میرود.
رویکرد بازار در صورت وجود توافقات مشابه
مطابق استاندارد IVS 210، بند 50-4: در مواردی که برای قراردادهای عدم رقابت مشابه، خصوصاً در یک صنعت خاص یا منطقه مشخص، دادههایی از معاملات قبلی یا پروندههای حقوقی موجود باشد، میتوان از آنها بهعنوان مبنایی برای ارزشگذاری استفاده کرد. ارزش به دست آمده از این رویکرد باید با توجه به تفاوتها در مدت زمان قرارداد، شرایط جغرافیایی، و توان رقابتی طرف منعشده تعدیل شود.
انتخاب روش مناسب برای ارزشگذاری قراردادهای عدم رقابت نیازمند توجه به شرایط خاص هر مورد است. مدت قرارداد، حوزه جغرافیایی آن، توان رقابتی طرف منعشده و داراییهایی که توسط قرارداد محافظت میشوند، در انتخاب روش ارزشگذاری بسیار مؤثرند. در صورت نبود اطلاعات کافی و اطمینانبخش، تحلیل سناریو، فرضیات مستند و افشای دقیق محدودیتها از الزامات ارزشگذاری استاندارد است. همچنین ارزشگذار باید بتواند از دادهها و مفروضات معتبر استفاده کرده و انتخاب رویکرد خود را بهروشنی توجیه کند.

برای دریافت خدمات تخصصی در حوزه ارزشگذاری داراییهای نامشهود، از صفحه اختصاصی این خدمت در رتیبا بازدید نمایید.
همچنین میتوانید مقاله راهنمای جامع ارزشگذاری داراییهای نامشهود را مطالعه نموده و با مبانی و استانداردهای ارزشگذرای این نوع داراییها آشنا شوید.
برای مشاهده سایر خدمات رتیبا در زمینه ارزیابی، ارزشگذاری و مشاوره سرمایهگذاری نیز، به صفحه اصلی وبسایت رتیبا مراجعه نمایید.
