قراردادهای استخدامی کلیدی (Key Employment Contracts)، با تضمین حفظ کارکنان حیاتی و کلیدی، نقش تعیینکنندهای در تداوم کسبوکار، حفظ ارزش اقتصادی و مزیت رقابتی آن ایفا میکنند. ارزشگذاری این قراردادها به دلیل ویژگیهای منحصربهفرد و اثرگذاری قابل توجهی که بر آینده اقتصادی کسبوکار دارند، نیازمند استفاده از روشهای دقیق و معتبر است که با اصول ارزشگذاری داراییهای نامشهود سازگار باشند.
رویکرد درآمدی با استفاده از روش صرف سود
مطابق استاندارد 210، بندهای 22-60 تا 24-60: در این روش ارزش قرارداد استخدامی کلیدی از مقایسۀ دو سناریو محاسبه میشود؛ یکی سناریویی که در آن فرد کلیدی در استخدام شرکت باقی مانده و دیگری سناریویی که در آن شرکت، فاقد آن فرد است. ارزش این قرارداد بهصورت تفاوت بین ارزش فعلی جریانهای نقدی آتی قابل انتساب به ادامه همکاری فرد کلیدی با شرکت محاسبه میشود. در این محاسبات، درآمدها و هزینههای مرتبط به صورت دقیق پیشبینی و با نرخ تنزیل مناسب ارزشگذاری میشوند.
رویکرد درآمدی با استفاده از روش سود مازاد (Excess Earnings)
مطابق استاندارد 210، بندهای 6-60 و 11-60: در این رویکرد، بخشی از سود اضافی یا مازاد کسبوکار، که مستقیماً ناشی از عملکرد فرد کلیدی است و فراتر از بازده سرمایهگذاری متعارف قرار میگیرد، به عنوان مبنایی برای محاسبۀ ارزش قرارداد استخدامی در نظر گرفته میشود. برای این منظور، ابتدا باید جریانهای درآمدی ناشی از فعالیتهای فرد کلیدی بهدقت شناسایی و سهم او در ایجاد سود مازاد تفکیک شود.
رویکرد بازار در صورت وجود معاملات قابل مقایسه
مطابق استاندارد 210، بند 5-50: اگر قراردادهای مشابه استخدامی در بازار معاملات قابل مشاهدهای داشته باشند، ارزشگذاری بر مبنای این رویکرد انجام میگیرد. به عبارت دیگر، ضرایب و نسبتهای استخراجشده از معاملات قابل مقایسه و مشابه در بازار، به عنوان معیاری برای برآورد ارزش قرارداد استخدامی مورد نظر استفاده میشوند. با این وجود، به دلیل محدودیت اطلاعات و تفاوت در ویژگیهای قراردادها، استفاده از این رویکرد در بازار ایران کمتر رایج است و عمدتاً به عنوان روش کنترلی به کار میرود.
رویکرد بها برای تعیین هزینۀ جایگزینی فرد کلیدی
مطابق استاندارد 210، بند 1-70: این رویکرد شامل برآورد هزینههایی است که باید برای جایگزینی فرد کلیدی و استخدام و آموزش فردی با توانمندیها، تخصصها و مهارتهای مشابه پرداخت شود. هزینههایی که در این روش لحاظ میشود، شامل هزینههای مستقیم جذب نیروی انسانی (از جمله حقوق و دستمزد)، آموزش، انتقال تجربه و فرصت از دسترفته به دلیل جایگزینی فرد جدید میباشد.
تحلیل سناریو و تحلیل حساسیت در شرایط عدم قطعیت
مطابق آییننامه اجرایی ارزشگذاری داراییهای نامشهود، فصل دوم، بند (ج): در مواقعی که اطلاعات کمی و دقیق به اندازۀ کافی وجود ندارد یا عدم اطمینان قابل توجهی بر آینده اقتصادی کسبوکار حاکم است، تحلیلهای کیفی و بررسی سناریوهای محتمل برای تعیین دامنهای از ارزش استفاده میشود. در این شرایط، ارزشگذار باید مجموعهای از سناریوهای بدبینانه، خوشبینانه و محتمل را تعریف کرده و حساسیت ارزش تخمینی را نسبت به تغییر مفروضات اساسی بررسی نماید.
ارزش قراردادهای استخدامی کلیدی بسته به نوع نقش، میزان تأثیر اقتصادی، و میزان وابستگی کسبوکار به مهارتهای خاص افراد کلیدی، ممکن است با استفاده از یک یا ترکیبی از رویکردهای درآمدی، بازار یا بها ارزشگذاری شوند. در عمل، روش صرف سود به دلیل قابلیت تطبیق بیشتر با وضعیتهای مختلف و جامعیت در نظر گرفتن جریانهای درآمدی آینده، رایجتر است، ولی تصمیمگیری نهایی باید متناسب با هدف ارزشگذاری و دسترسی به اطلاعات مورد نیاز صورت پذیرد.

برای دریافت خدمات تخصصی در حوزه ارزشگذاری داراییهای نامشهود، از صفحه اختصاصی این خدمت در رتیبا بازدید نمایید.
همچنین میتوانید مقاله راهنمای جامع ارزشگذاری داراییهای نامشهود را مطالعه نموده و با مبانی و استانداردهای ارزشگذرای این نوع داراییها آشنا شوید.
برای مشاهده سایر خدمات رتیبا در زمینه ارزیابی، ارزشگذاری و مشاوره سرمایهگذاری نیز، به صفحه اصلی وبسایت رتیبا مراجعه نمایید.
