طراحیهای گرافیکی و تبلیغاتی، بهویژه زمانیکه بهصورت دارایی مستقل و با حقوق بهرهبرداری مشخص (مانند لوگو، بستهبندی و کمپینهای بصری) باشند، بهعنوان دارایی نامشهود قابل شناسایی و ارزشگذاری هستند. انتخاب روش مناسب ارزشگذاری بستگی به کاربرد تجاری، هدف بهرهبرداری (مستقل یا ترکیبی)، سوابق تجاری، میزان دسترسی به دادههای مالی و همچنین الزامات گزارشگری مالی و مالیاتی دارد.
طبقهبندی در گروه داراییهای مبتنی بر هنر
مطابق استاندارد IVS 210، بند 20-3: طراحیهای گرافیکی و تبلیغاتی که جنبه هنری و خلاقانه دارند (مانند آثار بصری، تبلیغات چاپی و بستهبندیهای خلاقانه)، در طبقه داراییهای نامشهود هنری قرار میگیرند. شرط اساسی در این طبقهبندی، برخورداری از قابلیت بهرهبرداری اقتصادی مستقل است. مثلاً لوگو یا هویت بصری برندهای معروف از این دسته هستند و میتوانند بدون وابستگی به سایر داراییها معامله شوند.
رویکرد درآمدی و روش صرف امتیاز (Relief from Royalty Method)
مطابق استاندارد IVS 210، بند 60-19: این روش در مواردی مناسب است که طراحی گرافیکی به شکل لیسانس یا حق امتیاز (برند، بستهبندی و تبلیغات پرمخاطب) مورد بهرهبرداری قرار گیرد. برای مثال، اگر یک برند معروف برای استفاده از لوگوی خود به صورت فرضی نرخ حق امتیاز مشخصی در نظر گیرد، ارزش دارایی نامشهود (لوگو) از طریق محاسبه این نرخ و اعمال آن بر درآمد قابل انتساب به طراحی تعیین میشود.
رویکرد درآمدی و روش سود مازاد (Excess Earnings Method)
مطابق استاندارد IVS 210، بند 60-5: این روش زمانی بهکار میرود که طراحی گرافیکی جزئی از داراییهای درآمدزای یک برند یا کمپین تبلیغاتی باشد. در این حالت، ارزش طراحی از طریق تعیین سود خالص مازاد (پس از کسر بازده سایر داراییها) محاسبه میشود. بهعنوان نمونه، یک هویت بصری متمایز در کمپینهای تبلیغاتی که مستقیماً به افزایش فروش منجر میشود، از این روش قابل ارزشگذاری است.
رویکرد بازار (Market Approach)
مطابق استاندارد IVS 210، بند 50-4: این رویکرد زمانی بهکار گرفته میشود که برای طراحیهای مشابه در بازار دادههای فروش یا مزایده در دسترس باشد. ارزش طراحی گرافیکی از طریق مقایسه با معاملات انجام شده برای آثار مشابه، به شرط تشابه در کارکرد، سطح بهرهبرداری و میزان شناخت برند یا اثر، محاسبه میشود. مثلاً، اگر لوگوی مشابهی در گذشته معامله شده باشد، اطلاعات مربوط به آن معامله میتواند مبنای ارزشگذاری قرار گیرد.
رویکرد بها و روش بهای جایگزینی (Replacement Cost Method)
مطابق استاندارد IVS 210، بند 70-5: در مواردی که اطلاعات درآمدی یا دادههای بازار در دسترس نیست، ارزشگذاری از طریق تخمین هزینههای لازم برای ایجاد طراحی مشابه (مانند دستمزد طراح، هزینههای جلسات خلاقیت، خرید نرمافزار، بازبینیها و تستهای بازار) انجام میشود. سپس تعدیلاتی بابت استهلاک و نابابی طرح اولیه اعمال میگردد. برای مثال، هزینه بازطراحی یک بستهبندی ویژه و شاخص بر اساس نرخ روز خدمات مشابه میتواند مبنای این روش باشد.
در نهایت، انتخاب روش مناسب ارزشگذاری به نوع طراحی گرافیکی، میزان دسترسی به اطلاعات دقیق و کاربردی، و هدف استفاده بستگی دارد. همچنین، برای اطمینان بیشتر در شرایط نبود دادههای دقیق، لازم است از تحلیل سناریو بهره گرفته شود و کلیه مفروضات و محدودیتها به روشنی افشا گردد. ضروری است که کلیه مستندات حقوقی و اقتصادی مربوط به طراحی، پیشنیاز هر نوع ارزیابی معتبر باشد.

برای دریافت خدمات تخصصی در حوزه ارزشگذاری داراییهای نامشهود، از صفحه اختصاصی این خدمت در رتیبا بازدید نمایید.
همچنین میتوانید مقاله راهنمای جامع ارزشگذاری داراییهای نامشهود را مطالعه نموده و با مبانی و استانداردهای ارزشگذرای این نوع داراییها آشنا شوید.
برای مشاهده سایر خدمات رتیبا در زمینه ارزیابی، ارزشگذاری و مشاوره سرمایهگذاری نیز، به صفحه اصلی وبسایت رتیبا مراجعه نمایید.
