خانه » ارزش‌گذاری استارتاپ » روش ارزش گذاری شیکاگو اول | The First Chicago Method

روش ارزش گذاری شیکاگو اول | The First Chicago Method

شیکاگو اول یکی از روش‌های ارزش گذاری استارتاپ‌ها است.

یکی از رایج‌ترین روش‌های ارزش گذاری استارتاپ‌ها، روش ارزش گذاری شیکاگو اول First Chicago است. هنگامی که در مسیر رشد و توسعه به مرحله‌ای می‌رسید که برای اولین بار با واژه ارزش گذاری استارتاپ مواجه می‌شوید؛ متوجه می‌شوید که روش‌های ارزیابی زیادی برای تعیین ارزش یک استارتاپ وجود دارد. فرست شیکاگو هم مانند بقیه روش‌های یکی از روش‌های محبوب اررزش گذاری استارتاپ است. با مطالعه این مقاله با ارزش گذاری به روش شیکاگو آشنا می‌شوید.

روش ارزش گذاری شیکاگو اول روشی است که می‌تواند از ابتدایی‌ترین مراحل بلوغ کسب‌وکار تا زمان ورود به بازارهای عمومی، مورد استفاده ارزش‌گذارها قرار بگیرد و به تخمین ارزش استارتاپ بپردازد. فلسفه و رویکرد اصلی روش فرست شیکاگو این است که فرضیات به کار رفته در ارزشگذاری استارتاپ می‌تواند مقادیری مختلف به خود بگیرد.

اساساً در نظر گرفتن یک مقدار واحد برای آن‌ها سبب خواهد شد که نتایج ارزش‌گذاری توسط ارزش‌گذارهای مختلف، فاصله قابل توجهی با یکدیگر داشته باشد. در ارزش گذاری استارتاپ به روش شیکاگو خبری از تعیین مقدار مشخصی ارزش برای استارتاپ نیست و نتیجه‌ی ارزش‌گذاری، به صورت یک بازه و رنج ارزش برای آن کسب و کار تعیین می‌شود.

به بیان ساده‌تر در روش ارزش گذاری شیکاگو، با چند سناریوی مختلف برای ارزش‌گذاری مواجه هستیم که با استفاده از فرضیات مختلف، به هرکدام از سناریوها یک وزن اختصاص می‌دهیم و دست آخر به کمک میانگین‌ گیری وزنی بین سناریوهای مختلف، بازه ارزش استارتاپ محاسبه می‌شود.

اگر علاقمند هستید که تمام روش‌های ارزش گذاری استارتاپ را نسبت به هم بسنجید، مقاله “بررسی انواع روش‌های ارزش گذاری استارتاپ‌ها به همراه مزایا و معایب هر روش” را نیز مطالعه نمایید.

نحوه تعیین ارزش در هر سناریو روش ارزش گذاری شیکاگو اول

در روش ارزش گذاری شیکاگو اول چند سناریو وجود دارد که برای هر کدام از این سناریوها نیاز به تعیین ارزش داریم. برای ارزش گذاری سناریوهای مختلف این روش، از هر روش ارزش‌گذاری که تمایل دارید، می‌توانید استفاده کنید. به بیان دیگر با استفاده از داده‌های مالی در دسترس، اطلاعات بازار موجود، حوزه فعالیت کسب و کار و در نهایت این علاقه شماست که تعیین می‌کند از چه روش یا روش‌هایی برای ارزشگذاری استارتاپ تحت بررسی استفاده نمایید.

دلایل مختلفی برای انجام ارزش گذاری استارتاپ به روش شیکاگو اول وجود دارد.

لازم است توجه داشته باشید که در نظر گرفتن سناریوهای مختلف، مستلزم وجود پارامترها و فرضیاتی است که بتوانید با تغییر آن‌ها، در حالت‌های مختلف خوشبینانه و بدبینانه، ارزش‌گذاری را انجام داده و میان‌گیری وزنی کنید. بنابراین هرچه در روش ارزش‌گذاری شما، فرضیات مساله نقش بیش‌تری داشته باشند، در نظر گرفتن سناریوهای مختلف برای آن و پیاده سازی روش شیکاگو، آسان‌تر خواهد بود.

مثال‌هایی از باید و نبایدهای استفاده از روش ارزش گذاری شیکاگو اول

به عنوان مثال فرض کنید برای ارزش گذاری استارتاپ تحت بررسی خود از روشی مثل روش ضرایب استفاده می‌کنید. در این صورت پارامترهای قابل تغییر شما می‌تواند نسبت‌های مالی EV/R یا EV/EBITDA باشد و برای DLOM هم می‌توانید حالات خوش‌بینانه و بدبینانه در نظر بگیرید اما در روشی مثل کارت‌های امتیازدهی، تنها پارامتری که به عنوان یک ارزش‌گذار در اختیار دارید، میانگین وزنی ارزش پیش از تزریق سرمایه استارتاپ‌های مشابه نسبت به استارتاپ تحت بررسی در بازار هدف مشابه است. بنابراین در صورت تمایل برای استفاده از روش شیکاگو؛ بهتر است از بین دو روش ضرایب و کارت‌های امتیازدهی از اولی استفاده نمایید.

به عنوان مثال بعدی، فرض کنید داده‌های مربوط به پیش‌بینی‌ مالی یک استارتاپ برای پنج سال آینده را در اختیار داریم و قرار است ارزش گذاری استارتاپ به روش شیکاگو را انجام دهیم. برای ارزش‌گذاری استارتاپ علاوه بر صحت‌سنجی پیش‌بینی‌های مالی، احتمال تحقق آن‌ها را نیز دانسته و قصد داریم ارزش‌گذاری استارتاپ را به روش تنزیل جریان‌های نقدی انجام دهیم. در این روش محاسبه ارزش فعلی کسب‌وکار به کمک تنزیل جریان‌های نقدی پیش‌بینی شده سال‌های آتی به سال فعلی و البته تنزیل ارزش پایانی استارتاپ به سال فعلی صورت می‌پذیرد. مطابق رابطه‌ی کلیدی این روش، دو پارامتر نرخ تنزیل و نرخ رشد کسب‌و کار، نقش پررنگی در فرآیند تنزیل کردن و تعیین ارزش پایانی یا همان Terminal Value ایفا خواهند کرد.

همان گونه که در ابتدای مطلب گفته شد، این دو فرض مساله می‌توانند پارامترهایی باشند که از آن‌ها برای تعریف سناریوهای مختلف استفاده می‌کنیم. علاوه بر این، خود درآمدها و هزینه‌های پیش‌بینی شده سال‌های آتی نیز با توجه به ارزیابی موشکافانه‌ای که انجام داده‌ایم، می‌تواند در قالب سناریوهای مختلف بازبینی شده و اعدادی اصلاح شده برای آن‌ها در نظر گرفته شود.

سناریوهای مورد بحث در ارزش گذاری به روش شیکاگو

سه سناریویی که بیشتر در روش ارزشگذاری شیکاگو مورد استفاده قرار می‌گیرد سناریوهای بدبینانه، محتمل و خوش بینانه است؛ هر چند ارزش‌گذاران زیادی وجود دارند که با توجه به داده‌هایی که برای ارزش‌گذاری استارتاپ در اختیار دارند، از تعداد سناریوهای بیشتر استفاده کرده و یا در درون هر کدام از سناریوها، به تعریف سناریو محتمل جدیدی پرداخته و ارزش‌گذاری را عمیق‌تری انجام می‌دهند.

هر چه باشد انتخاب تعداد سناریوها، انتخاب روش ارزش‌گذاری، انتخاب پارامترها و فرضیات در نظر گرفته شده و البته انتخاب وزن برای هر کدام از سناریوها، از مواردی است که در اختیار ارزش‌گذار قرار دارد و او با صلاحدید خود می‌‌تواند ارزش‌گذاری را انجام دهد.

فرض کنید ما سه سناریو برای ارزش‌گذاری یک کسب‌وکار تعریف کرده‌ایم؛

  • سناریوی بدبینانه
  • سناریوی محتمل
  • سناریوی خوش‌بینانه

برای هر سناریو، درآمدها، هزینه‌ها، جریان‌های نقدی محاسبه شده، نرخ تنزیل و نرخ رشد کسب‌وکار تعیین و ارزش‌گذاری استارتاپ به روش تنزیل جریان‌های نقدی انجام شده و نتایج زیر به دست آمده است:

ارزش استارتاپ در سناریوی بدبینانه: 3 میلیارد تومان

ارزش استارتاپ در سناریوی محتمل: 5 میلیارد تومان

ارزش استارتاپ در سناریوی خوش‌بینانه: 7 میلیارد تومان

با توجه به کیفیت ارزیابی موشکافانه‌ انجام شده داه، اطمینانی که نسبت به داده‌های مالی ارائه شده توسط استارتاپ داریم و همچنین توجه به ریسک‌های محیطی، عملیاتی و البته در نظر گرفتن بازاری که کسب‌وکار قرار است در آن به رقابت بپردازد، تصمیم می‌گیریم که چه وزنی را به هر کدام از سناریوها اختصاص دهیم.

فرض کنید که بازار رقابتی، خلاءهای قانونی و فضای کسب‌وکار به گونه‌ای است که ما 35 درصد وزن به سناریوی بدبینانه، 55 درصد وزن به سناریوی محتمل و 10 درصد وزن به سناریوی خوش‌بینانه اختصاص می‌دهیم. در این صورت میانگین‌گیری وزنی این ارزش‌های بدست آمده با ۴.۵ میلیارد تومان برابر خواهند بود.

از آن چه که تا اینجا خواندیم، می‌توانیم نتیجه‌ بگیریم که هر چند روش ارزش گذاری شیکاگو اول یکی از روش‌های محبوب‌ ارزش گذاری استارتاپ‌ها است اما به تنهایی قابلیت استفاده ندارد و در کنار روش‌های ارزش‌گذاری دیگر معنادار می‌شود. از آنجایی که روش فرست شیکاگو به بررسی سناریوهای مختلف می‌پردازد؛ با کاهش ریسک نامناسب بودن پارامترها سعی بر این است که به سناریوهای مختلف وزن داده شود. در ارزش گذاری استارتاپ به روش شیکاگو اول، با وزن‌دهی به سناریوهای مختلف؛ ریسک‌هایی که در پیش‌بینی‌های مالی و طرح کسب‌وکار استارتاپ‌ها کمتر مورد بررسی قرار گرفته‌اند، آشکار می‌شود. برای تشخیص هم‌خوانی روش ارزش گذاری First Chicago با کسب‌وکار شما و انجام ارزش گذاری اصولی درخواست خود را اینجا ثبت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.